گرفتار نشود و اين عمل را با احدى از مسلمين نكرد پس به همين جهت حقّ تقدّم خلافت براى او ثابت است .
داعى - هرگاه آقايان ساعتى لباس تسنّن را از خود دور كنيد و از تعصّب و عادت بيرون آئيد و مانند يك فرد بيگانه و خالى از نظر تعصّب در اطراف اين آيه شريفه بنگريد خواهيد تصديق نمود كه آن نتيجهاى كه مقصود شما است از اين آيه بدست نميآيد .
شيخ - خوبست اگر دلائل منطقى بر خلاف مقصود هست بيان فرمائيد .
داعى - تمنا ميكنم از اين مرحله صرف نظر نمائيد زيرا كلام كلام مىآورد آنگاه ممكن است بعضى از مردمان بىانصاف با نظر عناد بنگرند و توليد نقار شود و تصور رود كه ما ميخواهيم اهانت بمقام خلفاء نمائيم و حال آنكه مقام هر فردى محفوظ است احتياج بتفسير و تأويل بىجا ندارند .
شيخ - خواهش ميكنم طفره نرويد و مطمئن باشيد دلائل منطقى توليد نقار نميكند بلكه كشف حجب مىشود .
داعى - چون نام طفره برديد ناچارم مختصرى جواب عرض نمايم تا بدانيد طفرهاى در كار نبوده بلكه رعايت ادب در گفتار را نمودم اميد است بمقالات داعى خورده نگيريد و با نظر انصاف بنگريد چه آنكه جواب از اين گفتار را محققين علماء بطرق مختلفه دادهاند اوّلا جملهاى فرموديد خيلى تعجبآور و بىفكر بود كه چون رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميدانست ابى بكر خليفه بعد از او خواهد بود و حفظ وجود خليفه بر آن حضرت لازم بود لذا او را با خود برد .
جواب اين بيان شما بسيار ساده است چه آنكه اگر خليفه پيغمبر منحصر بابى بكر بود ممكن بود چنين احتمالى داد ولى شما خود معتقديد بخلافت خلفاء راشدين و آنها چهار نفر بودند اگر اين برهان شما صحيح و حفظ وجود خليفه در مقابل خطرات لازم بود ميبايستى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر چهار خليفه را كه حاضر در مكّه بودند با خود ببرد نه آنكه يكى را ببرد سه نفر ديگر را بگذارد بلكه يكى از آنها را در معرض خطر شمشيرها قرار دهد و در بستر خود بخواباند كه محققا آن شب بستر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مخطور بوده و در
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٣٧٦