شديد العمل بر كفّار بوده و رحماء بينهم عثمان بن عفّان رضى اللّه عنه است كه بسيار رقيق القلب و رحم دل بوده و سيماهم فى وجوههم من اثر السجود على بن أبى طالب كرم اللّه وجهه مىباشد .
اميدوارم با نظر پاك شما موافقت نمايد و تصديق نمائيد حق با ما است كه على را خليفهء چهارم ميدانيم نه خليفهء أول كه خداوند هم در قرآن او را در مرتبه چهارم نام برده .
داعى - متحيرم چگونه جواب عرض نمايم كه تصور غرضرانى نشود ولى اگر با نظر انصاف بدون تعصّب بنگريد تصديق خواهيد فرمود كه غرضى در كار نيست بلكه غرض كشف حقيقت است .
گذشته از آنكه ارباب تفاسير در شأن نزول آيه شريفه چنين بيانى ننمودهاند حتّى در تفاسير بزرگ علماء خودتان - و اگر چنين آيهاى در قرآن راجع بأمر خلافت بود روز اوّل بعد از وفات رسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مقابل اعتراضات على عليه السّلام و بنى هاشم و كبار از صحابه كه سرپيچى از بيعت نمودند تمسّك بشاخ و برگهاى بىمغز نمىنمودند .
با نقل آيه جواب مسكت به همه ميدادند پس معلوم است آيه را به اين معنى كه شما نموديد دست و پاهائى است كه بعدها تفسير بما لا يرضى صاحبه نمودند .
زيرا هيچيك از اكابر مفسرين خودتان از قبيل طبرى و امام ثعلبى و فاضل نيشابورى و جلال الدين سيوطى و قاضى بيضاوى و جار اللّه زمخشرى و امام فخر رازى و غير همچنين معنائى ننمودند پس شما از كجا ميگوئيد و از چه وقت اين معنى و بدست چه اشخاصى جلوه نموده نميدانم - علاوه در خود آيهء شريفه موانع علمى و ادبى و عملى در كار است كه ثابت مىكند هر كس قائل به اين قول شده دست و پاى بيجائى زده و متوجه نشده است به آنچه علماى بزرگ خودتان در اوّل تفاسيرشان نقل از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمودهاند كه فرمود من فسّر القرآن برأيه فمقعده فى النار « 1 » اگر بگوئيد تفسير نيست تأويل است شما كه باب تأويل را مطلقا مسدود ميدانيد علاوه
هامش
( 1 ) هر كس تفسير كند قرآن را برأى خودش پس نشيمنگاه او در آتش است .