تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
فرمود انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما فقد نجوتم و در بعض از روايات فرمود لن تضلّوا ابدا « 1 » به همين جهت معنى و حقيقت و شأن نزول قرآن را بايد از خود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مبيّن حقيقى قرآن است و بعد از آن حضرت از عدل قرآن كه عترت و اهل بيت آن حضرت‌اند سؤال نمود لذا در آيهء 7 سوره 21 ( انبياء ) فرموده است
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 2 » .

اهل ذكر آل محمداند

مراد از اهل ذكر على و أئمه از اولاد آن حضرت عليهم السّلام‌اند كه عديل القرآنند چنانچه شيخ سليمان بلخى حنفى در ص 119 ينابيع الموده باب 39 چاپ اسلامبول از ( تفسير كشف البيان ) امام ثعلبى نقلا از جابر بن عبد اللّه انصارى آورده كه گفت قال على ابن أبي طالب نحن اهل الذكر - يعنى على عليه السّلام فرمود ما ( خاندان رسالت ) اهل ذكر هستيم چون ذكر يكى از نامهاى قرآن است و آن خاندان جليل اهل قرآنند به همين جهة است كه علماء ما و شما در كتب معتبرهء خود نقل نموده‌اند كه على عليه السّلام ميفرمود سلونى قبل ان تفقدونى سلونى عن كتاب اللّه فانّه ليس من آية الّا و قد عرفت بليل نزلت ام نهار ام فى سهل ام فى جبل و الله ما نزلت آية الّا و قد علمت فيما نزلت و اين نزلت و على من انزلت و ان ربى وهب لى لسانا طلقا و قلبا عقولا « 3 » . پس استدلال بهر آيه‌اى از آيات قرآن بايد مطابقه با مفهوم حقيقى و بيان مفسّرين
هامش
( 1 ) بدرستى كه من ميگذارم در ميان شما دو چيز بزرگ را كتاب خدا و عترت من اگر تمسك جستيد به اين هر دو ( كتاب و عترت ) نجات يافته و هرگز گمراه نخواهيد شد ( مراجعه شود به ص 219 و 223 همين كتاب ) . ( 2 ) ( اى رسول ما بامت بگو ) كه شما خود اگر نميدانيد برويد از اهل ذكر و دانشمندان امت ( يعنى آل محمد كه اعلم از همه بودند ) سؤال كنيد . ( 3 ) سؤال كنيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد سؤال كنيد مرا از كتاب خدا زيرا كه نيست آيه‌اى از قرآن الا آنكه من ميشناسم در شب نازل گرديد يا روز در زمين هموار يا كوه سخت به خدا قسم نازل نگرديده آيه‌اى از قرآن مگر بتحقيق ميدانم در چه چيز نازل شده و در كجا نازل گرديده . و بر چه كس نزول يافته زيرا كه پروردگار من به من زبان فصيح و قلب گيرنده مرحمت فرموده است .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 371 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )