احدى به او چيزى نداد على عليه السّلام در ركوع نماز بود با دست اشاره بانگشت خود نمود سائل انگشتر را از انگشت او بيرون آورد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديد آن قضيّه را پس سر مبارك به سمت آسمان بلند نمود عرض كرد اللّهم ان اخى موسى سألك فقال ربّ اشرح لى صدرى و يسّر لى امرى - الآية الى قوله - و اشركه فى امرى فانزل عليه قرآنا ناطقا سنشدّ عضدك باخيك و نجعل لكما سلطانا فلا يصلون اليكما يعنى پروردگارا برادرم موسى از تو سؤال نمود و گفت خدايا گشاده گردان براى من سينهء مرا و آسان كن براى من امر و كار مرا ( در تبليغ رسالت ) تا آنجا كه گفت شريك ساز برادرم هارون را در كار من پس نازل فرمود بر آن حضرت آيهاى را كه بموسى فرموده بود ما تقاضاى تو را پذيرفتيم و بهم دستى و وزارت برادرت هارون بازويت را بسيار قوى ميگردانيم و بشما در عالم قدرت و حكومت ميدهيم كه هرگز بشما دست نيابند .
آنگاه عرض كرد : اللّهم و انا محمّد صفيّك و نبيّك فاشرح لى صدرى و يسّر لي امرى و اجعل لى وزيرا من اهلى عليا اشدد به ازرى .
يعنى پروردگارا من محمّد برگزيده و پيغمبر تو هستم پس گشاده گردان سينه مرا و آسان كن براى من امر مرا و قرار بده براى من وزيرى از اهل من كه آن على عليه السّلام باشد قوى گردان بوجود او پشت مرا .
ابى ذر گويد به خدا قسم هنوز دعاى پيغمبر تمام نشده بود جبرئيل نازل شد و آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
الخ - را بر آن حضرت قرائت نمود انتهى .
معلوم شد دعاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستجاب و على عليه السّلام ( مانند هارون براى موسى ) بوزارت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر قرار گرديد .
و محمّد بن طلحه شافعى در ص 19 مطالب السئول با شرح مفصّلى اشاره به اين معنى مىنمايد .
و حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتاب منقبة المطهرين و شيخ على جفرى در كنز البراهين و امام احمد بن حنبل در مسند و سيد شهاب الدين در توضيح الدلايل