ما حصل معنى آنكه اختصاص دادن پيغمبر على را به اين معنى خصيصهء عظمى براى آن بود كه آن حضرت علم قطعى داشت كه على و فاطمه و اولادهاى آنها متحرّى و دور از نجاستاند چنانچه آيه تطهير تصريح به اين معنى دارد كه آن خاندان جليل منزّه از جميع ارجاس و نجاساتاند .
با توضيح كاملى كه اين عالم شافعى داده جناب حافظ مقايسه كنند با خبرى كه نقل نمودند اگر دليلى بر طهارت أبى بكر دارند گذشته از اين همه اسناد معتبرهء ما آن خبر را نقل نمايند .
و حال آنكه بخارى و مسلم هم در صحيحين خود اشاره به اين معنى نمودهاند در باب آنكه جنب حق ورود و توقف در مسجد ندارد كه رسول اكرم فرمود لا ينبغى لاحد ان يجنب فى المسجد الا انا و على « 1 » .
اين نوع از اخبار با اسناد معتبره ثابت مىكند سدّ جميع ابواب مگر باب على عليه السّلام را زيرا اگر غير از باب پيغمبر و على باب ديگر باز مىبود بايستى جايز باشد كه غير از آن دو بزرگوار ( محمّد و على عليهما السّلام ) هم در حال جنابت ورود در مسجد نمايند و حال آنكه آن حضرت صريحا ميفرمايد لا ينبغى لاحد ان يجنب فى المسجد الّا انا و على .
پس اين اخبار برهان قاطع است ( كه بخارى و مسلم هم نقل نمودهاند ) بر رد اخبارى كه امويها و بكريون و ديگران نقل نمودهاند كه فتح باب براى ديگران بوده است .
و بالقطع و اليقين مسلّم است كه فتح باب در مسجد از خصائص على عليه السّلام بوده است اجازه بدهيد براى خاتمهء عرايضم در اين باب حديثى از خليفهء ثانى عمر بن الخطّاب بعرضتان برسانم كه حاكم در ص 125 جلد سيم مستدرك و سليمان بلخى حنفى ضمن باب 56 ص 210 ينابيع الموده نقلا از ذخاير العقبى امام الحرم از مسند امام احمد بن حنبل و خطيب خوارزمى در ص 261 مناقب و ابن الحجر در ص 76
هامش
( 1 ) سزاوار نيست براى احدى كه جنب شود در مسجد مگر من و على .