( جان و مال و فرزند ) كه در تفاسير مشروحا ثبت است خداوند متعال اراده فرمود رفعت مقامى به آن بزرگوار عنايت فرمايد چون بعد از مقام نبوت و رسالت و اولو العزمى و خلّت كه واجد بود مقامى ظاهرا نبود كه آن حضرت را ترفيع مقام بدهد الّا مقام امامت كه ما فوق جميع مقامات روحانى بود لذا در آيه 118 سوره 2 ( بقره ) برسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر ميدهد
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 1 » .
از اين آيهء شريفه براى اثبات مقام امامت اثرات و فوائدى حاصل است كه از جمله اثبات مقام با عظمت امامت است كه رتبة و درجة بالاتر از مقام نبوت است زيرا بعد از مقام نبوت و رسالت إبراهيم را مخلّع بخلعت امامت گردانيد پس به همين دليل مقام امامت بالاتر از مقام نبوّت مىباشد .
حافظ - پس بنا بر قول شما كه على كرم اللّه وجهه را امام ميدانيد بايستى مقام او بالاتر از مقام پيغمبر خاتم باشد و اين همان عقيدهء غلات است كه خودتان بيان نموديد .
داعى - اين قسم نيست كه شما تعبير مينمائيد زيرا شما خود ميدانيد كه بين نبوّت خاصّه و نبوّت عامّه فرق بسيار است مقام امامت بالاتر از نبوّت عامّه و پستتر از نبوّت خاصّه مىباشد كه نبوّت خاصّه همان مقام شامخ ارجمند خاتميّت است .
نواب - ببخشيد قبله صاحب اگر گاهى خود را داخل صحبت ميكنم چون فراموشكارم و نيز عجولم زود جسارت مينمايم بفرمائيد مگر انبياء همگى فرستادگان حق تعالى نيستند در رتبه و مقام هم لا بد همگى يكساناند چنانچه در قرآن مجيد ميفرمايد
لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ
« 2 » پس چگونه شما فرق گذارديد و نبوّت را به دو قسمت تقسيم نموديد عامّه و خاصّه خوانديد .
داعى - بلى اين آيه در محل خود صحيح است يعنى در مقام دعوت و هدف
هامش
( 1 ) به ياد آر هنگامى كه خداوند ابراهيم را بامورى امتحان فرمود و او همه را بجاى آورد خدا به دو فرمود من ترا امام و پيشوا قرار دادم براى مردم ابراهيم عرض كرد اين امامت را بفرزندان من نيز عطا خواهى كرد فرمود عهد من كه امامت است بمردم ستمكار نخواهد رسيد .
( 2 ) ميان هيچيك از پيغمبران فرق نگذاريم .