الشريعة ظهر البطن و شوّش مسلكها و غيّر نظامها و أردف جميع قواعد الشرع باصل هدم به شرع محمّد المصطفى و من فعل شيئا من هذا مستحلّا كفر و من فعله غير مستحلّ فسق « 1 » .
وانگاه در اين باب كلام بسيارى در طعن و ردّ و تفسيق او نوشته كه داعى از بيانش خوددارى مينمايم .
و جار اللّه زمخشرى صاحب تفسير كشّاف كه از ثقات علماء شما است در ربيع الأبرار نوشته است قال يوسف بن اسباط ردّ أبو حنيفة على رسول الله اربعمائة حديث او اكثر « 2 » .
و نيز گويد يوسف كه أبو حنيفه ميگفت لو ادركنى رسول اللّه لاخذ بكثير من قولى « 3 » .
از اين قبيل مطاعن از علماء شما بسيار است در باب ابو حنيفه و سائر أئمّهء اربعه كه از مراجعه بكتاب منخول غزّالى و كتاب نكت الشريفه شافعى و ربيع الأبرار زمخشرى و منتظم ابن جوزى و ديگران معلوم مىآيد تا آنجا كه امام غزّالى در منخول گويد :
انّ ابا حنيفة النعمان بن ثابت الكوفى يلحن فى الكلام و لا يعرف اللغة و النحو و لا يعرف الاحاديث « 4 » .
و نيز مىنويسد چون عارف بعلم حديث ( كه بعد از قرآن پايه و اساس دين است ) نبوده لذا فقط بقياس عمل مىنموده و حال آنكه اوّل من قاس ابليس يعنى اول كسى كه عمل بقياس نمود ابليس بود ( پس هر كس بقياس عمل نمايد با ابليس محشور خواهد شد ) .
هامش
( 1 ) پس بتحقيق ابو حنيفه شريعت را واژگون گردانيد و مشوش نموده راه او را و تغيير داد نظام او را و هر يك از قوانين شرع را با اصلى مقرون ساخت كه با آن اصل شرع پيغمبر را ويران نمود هر كس اين عمل را عمدا بنمايد و آن را حلال بداند كافر است و هر كس بدون تعمد بنمايد فاسق است ( پس قطعا ابو حنيفه بگفتار اين عالم بزرگ يا كافر است يا فاسق ) .
( 2 ) يوسف بن اسباط گفته است رد نموده ابو حنيفه بر رسول خدا ( ص ) چهار صد حديث يا بيشتر .
( 3 ) اگر پيغمبر مرا درك مينمود بيشتر از اقوال و گفتههاى مرا ميگرفت ( يعنى پيروى از گفتار من مىنمود ) .
( 4 ) در گفتار ابو حنيفه نعمان بن ثابت كوفى غلطهاى بسيارى بوده و معرفت بعلم لغت و نحو و احاديث نداشته .