تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
زمان آن حضرت نبودند و دستورى از آن حضرت دربارهء آنها نرسيده و بعد از قرنى در دنيا پديد آمدند مذهب من در آرى و سياسى ميباشند ؟ يا مذهبى كه ريشه گذار آن رسول خدا و پيشواى آن تربيت شده دست آن حضرت بوده و همچنين ساير امامان يازده‌گانه كه دربارهء تمام آنها و بنام فرد فرد آنها دستور رسيده و آنها را عديل قرآن قرار داده و صريحا در حديث ثقلين « 1 » فرموده من تمسك بهما فقد نجى و من تخلّف عنهما فقد هلك و در حديث سفينه « 2 » فرموده و من تخلّف عنهم فقد هلك . و ابن حجر در ص 135 صواعق باب وصيّة النّبى از آن حضرت نقل مينمايد كه فرمود قرآن و عترت من در ميان شما وديعهء من هستند كه اگر بهر دو آنها معا و توأما تمسّك جستيد هرگز گمراه نخواهيد شد آنگاه ابن حجر گويد مؤيد اين قول حديث ديگرى است كه آن حضرت دربارهء قرآن و عترت فرموده است . فلا تقدموهما فتهلكوا و لا تقصّروا عنهما فتهلكوا و لا تعلّموهم فانّهم اعلم منكم « 3 » . آنگاه ابن حجر اظهار نظر نموده كه اين حديث شريف دلالت دارد بر اينكه عترت و اهل بيت آن حضرت در مراتب علميّه و وظائف دينيّه حق تقدم بر ديگران دارند عجبا با اذعان او باينكه عترت از اهل بيت بايستى مقدّم بر ديگران باشند بدون هيچ دليل و برهان در اصول ابو الحسن اشعرى و در فروع فقهاء اربعه را مقدّم بر آن خاندان جليل ميدارند ؟ اين نيست مگر از روى تعصّب و عناد و لجاج و چنانچه فرمودهء شما صحّت دارد و امامان فقهاء شما از جهت علم و ورع و تقوى و عدالت مطاع بوده‌اند پس چرا بعض از آنها بعض ديگر را تفسيق و تكفير نموده‌اند . حافظ - خيلى بىلطفى مينمائيد كه هر چه بزبانتان مىآيد ميگوئيد تا به اين حدّ
هامش
( 1 ) در ص 219 و ص 224 همين كتاب باصل و اسناد آن اشاره شد . ( 2 ) در ص 226 همين كتاب باسناد آن اشاره شده . ( 3 ) بر قرآن و عترت من تقدم نجوئيد و تقصير از خدمت آنها ننمائيد كه هلاك خواهيد شد و بعترت من تعليم ندهيد زيرا كه آنها اعلم از شما ميباشند .