بودن پيروى از يكى از آن چهار امام را حق بدانيد .
امر عجيبى است قابل تأمل عقلاى با انصاف
خيلى مضحك و خندهآور است كه چند شب قبل شما مذهب شيعه را سياسى به حساب آورديد و گفتيد چون در دورهء رسول اللّه نبوده و در خلافت عثمان بوجود آمده پيروى از آن جايز نيست .
و حال آنكه با دلائل عقليه و نقليه پريشب ثابت نموديم كه ريشهء مذهب تشيّع در زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بدستور مبارك خود آن حضرت به كار رفته و رئيس شيعيان أمير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام از طفوليت در دامن نبوّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تربيت شده و معالم دين را از آن حضرت آموخته مطابق اخبارى كه در كتب معتبرهء خودتان رسيده پيغمبر آن حضرت را باب علم خود خوانده و صريحا فرموده اطاعت على اطاعت من است و مخالفت او مخالفت من است و در حضور هفتاد هزار جمعيت او را بامارت و خلافت منصوب نموده و عموم مسلمين حتى عمر و ابى بكر را امر فرمود با او بيعت نمودند .
ولى مذاهب اربعه شما حنفى - مالكى - شافعى - حنبلى - روى چه پايهاى قرار گرفته كدام يك از آن چهار امام شما رسول خدا را ملاقات نمودند يا دستور و نصّى از آن حضرت دربارهء آنها رسيده كه مسلمانان مجبور باشند كوركورانه تبعيت از آنها بنمايند چه آنكه شما هم بىدليل تبعيت از أسلاف خود نموده و پيروى مينمائيد چهار امامى را كه هيچ دليلى بر امامت مطلقه آنها نداريد مگر آنچه را كه فرموديد فقيه عالم مجتهد زاهد باتقوا بودند كه اهل هر زمان در حيات آنها بفتاواى آن علماء ميبايستى عمل نموده باشند نه آنكه مسلمين جهان تا روز قيامت اجبار داشته باشند كه پيروى از آنها بنمايند .
علاوه بر اينها اگر اين صفات باضعاف مضاعف توأم با نصوص وارده از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در عترت طاهرهء آن حضرت جمع شد تبعيت و پيروى از آنها اولى است يا تبعيّت و پيروى از كسانى كه ابدا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء آنها دستور و نصّى نرسيده .
آيا مذاهبى كه در زمان پيغمبر اثرى از آنها نبوده و هيچيك از أئمه اربعه در