را به آن چهار نفر و ضايع نمودن حق علمى ديگران از چه راه بوده است ولى در جامعه شيعه تمام فقهاء و مجتهدين در هر دوره و زمان تا ظهور ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه حقّ حيات دارند ما تقليد ميّت را ابتداء و در مسائل حادثه ابدا جائز نميدانيم .
دليلى بر تبعيت مذاهب اربعه نيست
عجبا شما جامعهء شيعيان را مبدع و مردهپرست ميخوانيد كه بدستورات أئمه اثنى عشر از اهل بيت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامر آن حضرت ( كه با نصوص عاليهاى كه در كتب خودتان هم مشروحا مندرج است ) عمل مينمايند ولى معلوم نيست شماها بچه دليل مسلمانان را اجبار ميدهيد در اصول بمذهب اشعرى يا اعتزال و در فروع حتما بيكى از مذاهب اربعه عمل نمايند .
و اگر به آنچه شما بىدليل ميگوئيد عمل ننمايند يعنى پيرو مذهب اشعرى و يا اعتزال و يا يكى از مذاهب اربعه نگرديدند رافضى و مشرك و مهدور الدّم هستند .
و اگر بشما ايراد نمايند كه چون دستورى از پيغمبر براى پيروان ابو الحسن اشعرى و يا أبو حنيفه و مالك بن أنس و محمّد بن إدريس شافعى و أحمد بن حنبل نرسيده آنها هم از علماء و فقهاء اسلامى بودهاند حصر كردن تقليد را به آنها بدعت است چه جواب خواهيد گفت .
حافظ - أئمه أربعة چون داراى مقام فقاهت و علم و اجتهاد توأم با زهد و ورع و تقوى و امانت و عدالت بودند پيروى از آنها بر ما لازم آمد .
داعى - اوّلا آنچه فرموديد دلائلى نيست كه موجب حصر گردد كه تا روز قيامت مسلمانان مجبور باشند پيروى از طريقهء آنها بنمايند چونكه اين صفات را شما براى تمام علماء و فقهاء خودتان قائل هستيد و انحصار به آن چهار دادن توهين بعلماء بعد است .
زيرا اجبار به پيروى از فردى و يا افرادى وقتى خواهد بود كه دستور و نصّى از خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده باشد و حال آنكه چنين دستور و نصّ از آن حضرت دربارهء أئمهء اربعه شما نرسيده چگونه شما حصر نموديد مذاهب را به چهار و حتمى