« گرفته با همان سادگى بايستى به آنها فهماند چنانچه شما همين عمل را نمودهايد اميد » « است نتيجهء كامل حاصل آيد . »
« در همين بين آقايان وارد شدند با گرمى و ملاطفت خوش آمد گفتيم پس از » « صرف چاى و تعارفات معموله شروع بصحبت شد . »
نواب - قبله صاحب شب گذشته قرار شد امشب در اطراف امامت صحبت شود خيلى ما شايق فهم اين موضوع مهم هستيم چون اين موضوع ريشهء مطالب است تمنا ميكنيم فقط همين موضوع را مورد بحث قرار دهيد كه بدانيم بين ما و شما چه اختلافى در موضوع امامت هست .
داعى - از طرف حقير مانعى نيست چنانچه آقايان مايل باشند دعاگو حاضرم .
حافظ - ( با رنگ پريده و صورت گرفته ) از طرف ما هم مانعى نيست هر نوع صلاح ميدانيد بفرمائيد .
بحث در اطراف امامت
داعى - خاطر آقايان به خوبى مسبوق است كه از براى امام معانى چندى است از حيث لغت و اصطلاح اما در لغت امام به معناى پيشوا است كه الامام هو المتقدم بالناس يعنى امام پيشواى مردم است امام جماعت يعنى پيشواى مردم در نماز جماعت امام الناس يعنى پيشواى مردم است در امور سياسى و يا روحانى و يا غير آن امام جمعه يعنى كسى كه پيشواى نماز جمعه مىباشد .
بحث در مذاهب اربعه اهل تسنن و كشف حقيقت
به همين جهت است كه جماعت اهل تسنّن يعنى صاحبان مذاهب اربعه پيشوايان خود را امام ميگويند بنام امام ابو حنيفه - امام مالك - امام شافعى - امام احمد يعنى فقهاء و مجتهدينى كه در امر دين پيشواى آنها هستند كه با ابتكار و فكر خود اجتهادا يا قياسا احكام را از حلال و حرام براى آنها معين نمودهاند .
( به همين جهت كتب فقيههء چهار امام شما را كه مطالعه ميكنيم از حيث اصول و فروع اختلافات بسيارى در آنها مشاهده مينمائيم ) .