باشد كه عوض اطاعت امر پروردگار رسول او را چنان محكم سيلى بزند كه چشمش را كور بنمايد ؟
شما را به خدا اگر كسى بگويد كه جناب حافظ را شخص بزرگى دعوت مهمانى نموده عوض قبول دعوت قاصد و پيامآورنده را حافظ سيلى زده و چشمش را كور نموده شما خنده نمىكنيد حافظ نمىفرمايد اين مطلب توهين به من است چه آنكه پس از يك عمر تحصيل علم و تزكيه نفس آن قدر معرفت پيدا ننمودم كه بفهمم پيامآورنده تقصيرى ندارد و علاوه بر آنكه احترام به من نموده و از طرف شخص بزرگى مرا بمهمانى خوانده .
از هيچ آدم پست جاهل قسىّالقلبى چنين عملى صادر نميگردد تا چه رسد به كليم اللّه پيغمبر اولو العزم كه اولى و احق بمعرفت اللّه است چگونه ممكن است پيغام دعوت پروردگار را ناديده گرفته بعلاوه ملك پيامآورنده را كه هيچ گناهى جز آوردن پيام نداشته سيلى بزند و چشم او را كور بنمايد !
غرض از ارسال رسل هدايت بشر و بازداشتن آنها است از افعال حيوانيت كه در تحت تأثير نفس حيوانى قرار نگيرند و آثار سبعيّت از آنها صادر نگردد .
ظلم و تعدّى حتّى بحيوانات از يك بشر جاهل بىمعرفت قبيح است تا چه رسد از پيغمبر اولو العزم آن هم نسبت بمقام ملك مقرّبى كه رسول و پيامآورنده پروردگار باشد .
هر شنوندهاى مىفهمد كه چنين خبرى جعل و بهتان است و جعل كنندگان چنين خبرى قطعا غرضى نداشتند جز عدم ادراك و اهانت بمقام نبوّت و يا كوچك و خوار نمودن انبياء عظام را دو نزد جامعهء بشر .
داعى از امثال ابو هريره تعجّبى ندارم چه آنكه او آدمى بوده است كه علماى خودتان نوشتهاند براى شكم پر نمودن از سفرهء چرب و شيرين معاويه خبرها جعل نموده و خليفه عمر براى جعل خبر او را تازيانه زد بقسمى كه پشت او خونآلود گرديد .
ولى تعجب داعى از آن اشخاصى است كه واجد مقام عالى علم و دانش بوده چگونه فكر نكرده امثال اين اخبار خرافى را در كتابهاى خود ثبت نموده و ديگران از
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٢٠٢