كه غايت خلقت جنّ و انس بوده همين است معنى محالّ معرفة الله . در زيارت جامعه مأثوره از أئمهء طاهرين عليهم السّلام .
و ممكن است قسم ديگرى هم معنى كنيم چنانچه محقّقين در اين قبيل امور معنى نمودهاند كه فاعل هر فعل و بانى هر بنائى را از استحكام فعل و بناى وى ميتوان شناخت پس هر بنا و اثر وى خود يك دليل كاملى است بر يك جهتى از جهات وى .
چون رسول خدا و آل طاهرينش صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين جميع مقامات امكان اشرف را دارا بودند لذا اثرى محكمتر و مخلوقى جامعتر از آنها نبود .
پس راهى كه بسوى معرفت خدا واضحتر و جامعتر از ايشان باشد وجود نداشته پس محلّ معرفت خدا كه حق معرفت ممكنه باشد از براى بندگان خدا نيست مگر ايشان .
پس كسى كه ايشان را شناخته خدا را شناخته چنانچه خودشان فرمودند بنا عرف الله و بنا عبد الله . يعنى بوسيله ما خدا شناخته مىشود و بوسيله ما خدا عبادت كرده مىشود .
يعنى طريق معرفت و عبادت حق تعالى در دست ما است خلاصه راه منحصر بفرد براى شناسائى خداى تعالى اين خاندان جليل ميباشند و اگر بىرهبرى اين خانواده بشر بخواهد راه پيدا كند در وادى ضلالت حيران و سر گردان گردد و بسيار نادر است گمگشتهء وادى ضلالت و حيرت بدون دليل بسر منزل سعادت برسد .
به همين جهة است كه در حديث مجمع عليه فريقين وارد است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود يا أيها الناس انى تركت فيكم ما ان اخذتم بهما لن تضلوا كتاب الله عز و جل و عترتى اهل بيتى « 1 »
حافظ - اختصاص به همين يك خبر ندارد كه شما در مقام اصلاح برآئيد بلكه در تمام ادعيهء وارده در كتب شما نمونهاى از آثار شرك و كفر ديده مىشود از قبيل
هامش
( 1 ) اى مردم من ميگذارم در ميان شما دو چيزى را كه اگر از آن دو بگيريد ( يعنى ما يحتاج خود را ) هرگز گمراه نشويد . يكى كتاب خداى عز و جل و ديگرى عترت و اهل بيت مناند .