آيا در اين عمل چه تحدّى و ظهور حقى بوده جز آنكه فضاحتى بميان آمده و عورت پيغمبر خدا در ميان خلق ظاهر گرديده .
سيد عبد الحى - كدام حق بالاتر از آن بوده كه حضرت موسى را تبرئه نمايد كه مردم بدانند فتق ندارد .
داعى - بر فرض كه جناب موسى صاحب فتق بوده چه ضررى بمقام نبوّت داشته آنچه براى پيغمبران نقص است نواقص ذاتى است از قبيل كورى و كرى و أحول بودن يا شش انگشتى و چهار انگشتى و لب شكرى ( باصطلاح ) يا فالج و شل مادر زاد بودن و امثال اينها .
و إلّا نقايص جسمانى كه بواسطهء امراض پيدا مىشود مانند كورى يعقوب و شعيب پيغمبر در اثر گريه بسيار و جراحات بدن ايوب و شكستگى سر و دندان پيغمبر خاتم در جنگ احد و امثال اينها ضررى بمقام نبوت نميرساند .
فتق هم يكى از امراض جسمانى است كه براى آدمى بعدها پيش مىآيد چه اهميتى داشته كه بخواهد او را تبرئه نمايد بظهور خرق عادت و معجزهاى كه منجر بهتك حرمت و كشف عورت پيغمبر خدا شود كه بنى اسرائيل عورت او را ببيند .
آيا اين خبر از خرافات و موهومات نيست كه بگويند جناب موسى بدون ساتر عورت بدنبال لباس برود و بقدرى عصبانى شود كه سنگ را بزند بقسمى كه شش يا هفت مرتبه سنگ ناله بزند ! - يا للعجب پيغمبر خدا نداند كه سنگ چشم و گوش و حسّ تأثرى ندارد كه او را بزند و ناله جماد را بلند كند ! - نعوذ باللّه من هذه الخرافات .
سيلى زدن موسى به صورت ملك الموت
براى آنكه جناب آقا سيد عبد الحى در مقام دفاع از ابو هريرة و يا بخارى و مسلم كه بىفكر اين قبيل مجعولات خرافى را نقل نمودهاند بر نيايد بيك خبر مضحكتر اشاره مينمايم تا آقايان محترم قطع نمايند كه صحاح آنها آن قسمى نيست كه درباره آنها غلو نمودهاند .
بخارى در ص 158 جلد اول و ص 163 جلد دوم از صحيح خود خبر خرافى عجيبى را