علماء امثال جناب حافظ هم اين نوع كتابها را تالىتلو كلام اللّه قرار داده و بدون مطالعه و تأمل بگويند هما اصح الكتب بعد القرآن !
پس وقتى در كتب عاليه خودتان چنين اخبار خرافى مندرج است حق نداريد زبان اعتراض بكتب شيعه و اخبارى كه در آنها درج است و غالبا قابل توجيه و تأويل ميباشند باز نمائيد .
معذرت ميخواهم خيلى حاشيه رفتم الكلام يجر الكلام برگرديم باصل مطلب و در اطراف خبرى كه شما نقل نموديد بحث نمائيم و ببينيم كه آيا چنين خبرى قابل حلّ است يا خير .
بديهى است كه هر عالم صالح منصفى وقتى به اين قبيل خبرهاى واحد و مبهم بر مىخورد ( كه در كتب ما و شما بسيار است ) در مقابل هزارها اخبار صحيح السّند و صريح العبارة اگر قابل اصلاح است اصلاح مىكند و الّا مطرودش ميدارد و يا لا اقل در مقابل آنها سكوت مينمايند .
نه آنكه آنها را حربه تكفير قرار داده و حمله ببرادران دينى خود نمايند .
الحال در خود اين خبر هم چون تفسير صافى موجود نيست و از سلسله سندش بىخبريم و نميدانيم در كجا و چه گونه نقل نموده و آيا خود بيانى در اطراف آن نموده يا نه بايستى دقت كنيم ببينيم قابل اصلاح است يا خير .
داعى - با فكر ضعيفم در اطراف اين خبر همچو تصوّر مينمايم كه فرمودهء آن حضرت يا محمولست بر قاعدهء معروفهء ما بين متكلّمين كه علم تامّ بمعلول علم تامّ بعلّة است يعنى همين كه امام را من حيث انّه امام شناخت البته خدا را شناخته است .
و يا محمول بر مبالغه است مانند كسى كه بگويد هر كس وزير اعظم را بشناسد او است كسى كه پادشاه را شناخته و قرينهء بر اين مبالغه نصّ سوره توحيد و ساير آيات قرآنيه و اخبار كثيرهاى است كه از خود أبا عبد اللّه الحسين و ساير أئمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين در اثبات توحيد خالص رسيده .
پس ميتوان گفت مقصود از اين خبر آنست كه شناختن امام از اعظم عباداتى است
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٢٠٣