كه چون وقت گذشته از بيان مفصّل آن صرفنظر نموده و قضاوت را بضمير پاك آقايان واگذار مينمايم .
پس آقايان تصديق ميفرمائيد كه سلام و صلوات بر اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدعت نيست بلكه سنّت و عبادتى است كه دستور خود پيغمبر است و انكار اين معنى را قطعا نميكنند مگر خوارج و نواصب و متعصّبين عنود و مبغضين لجوج خذلهم اللّه كه امر را بر برادران اهل سنّت مشتبه نموده و مينمايند .
بديهى است كسانى كه در اين حكم قرين خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند و در ذكر مقدم بر غيرند قياس آنان بر ديگران نمودن و ديگران را بر آنها ترجيح دادن از سفاهت و جهالت يا تعصّب و بىخبرى است .
« در اين موقع چون شب از نصف گذشته و آثار كسالت در بعض جلساء ظاهر » « مجلس را ختم نموديم پس از صرف چاى و قرار اينكه فردا شب زودتر تشريف بياورند » « متفرّق گرديدند » .
جلسه سيم ليله يكشنبه 25 رجب 1345
« از نماز مغرب فارغ شديم آقايان تشريف آوردند بعد از تعارفات معموله مشغول » « صرف چاى شدند داعى هم نماز عشاء را خاتمه داده با خيال آسوده براى اصغاى كلمات » « آقايان حاضر شدم » .
حافظ - قبله صاحب ديشب كه به منزل رفتيم خيلى خود را ملامت كردم كه چرا ما دقت بيشترى در باب عقايد ارباب ملل نميكنيم و فقط ببعض كتب متعصّبين ( بقول شما ) اكتفا ميكنيم كه حقيقت از ما پوشيده ماند .
داعى - از آنجائى كه خداى تعالى در آيه 150 سوره 6 ( انعام ) مىفرمايد
قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ
« 1 »
هامش
( 1 ) بگو اى پيغمبر براى خدا حجة بالغه است .