پيشرفت مقاصد خود باز نمودند و آنها پنج فرقه گرديدند - مغيريه - جاروديه - ذكيريه - خشبيه - خلقيه -
عقايد كيسانيه
فرقهء دوم كيسانيّه بودند و آنها أصحاب كيسان مولى و آزاد كرده علىّ بن أبي طالب عليه السّلام بشمار ميرفتند .
آنها قائل بامامت محمّد بن الحنفيّه فرزند بزرگ حضرت أمير المؤمنين بعد از حسنين عليهما السّلام بودند .
ولى جناب محمّد خود چنين داعيهاى نداشته بلكه او را سيّد التابعين ميگفتند در علم و زهد و ورع و تقوى و اطاعت امر مولى معروف بوده .
بعضى بازيگرها دستاويز نمودند قضيه مخالفتهاى او را با حضرت سجاد امام زين العابدين عليه السّلام و دليل بر ادعاى او قرار دادند .
و حال آنكه اصل حقيقت اين نبود كه ادعاى امامت داشته بلكه مقصود جناب محمّد از اين مخالفتها اثبات مقام حضرت سجاد عليه السّلام امام چهارم بوده كه به اين طريق مريدهاى جاهل و معتقدين سادهء خود را متوجه سازند كه من واجد اين مقام نيستم .
كما آنكه در همان مسجد الحرام بعد از ثبوت حق در مقابل حجر الاسود و اقرار حجر بامامت حضرت سجاد عليه السّلام كه در كتب اخبار و تواريخ مفصّلا ثبت گرديده أبو خالد كابلى كه سر سلسلهء معتقدين به آن جناب بود با جمعى از معتقدين بامامت محمّد تبعيت از جناب محمّد نموده و بامامت حضرت سجاد معترف شدند .
ولى يك عده از شيادها جمعى از عوام بىخرد بىخبر را بر آن عقيده نگاهداشتند به اين بهانه كه جناب محمّد شكسته نفسى نموده و در مقابل بنى اميه سياست اقتضاى چنين امرى را نمود .
و الّا امامت جناب محمّد مسلّم است و بعد از وفات جناب محمّد هم ثابت ماندند و گفتند جناب محمّد نمرده بلكه در شعب جبل رضوى پنهان گرديده زمانى بيرون آيد و جهان را پر از عدل و داد كند و ايشان چهار فرقه بودهاند .