عقيده آنها بر آنست كه هر علوى فاطمى كه عالم و زاهد و شجاع باشد و علاوه خروج بسيف و شمشير نموده و مردم را دعوت به خود نمايد آن امام است .
و چون جناب زيد در زمان خلافت هشام بن عبد الملك اموى بواسطه فشار و ظلم بنى اميه در كوفه خروج كرد و شربت شهادت نوشيد ( چنانچه پريشب شرح حال آن بزرگوار را بمناسبتى عرض نمودم ) او را امام دانسته و پيروى او را بر خود حتم ميدانند .
و حال آنكه مقام جناب زيد بالاتر از آنست كه چنين نسبتى را به او بدهند .
جناب زيد از سادات بزرگ بنى هاشم بوده در زهد و علم و فضل و فهم و دين و ورع و عبادت و شجاعت و سخاوت برجستهء قوم و پيوسته قائم الليل و صائم النهار بوده .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر شهادت آن جناب را داده چنانچه از حضرت سيد الشهداء أبا عبد اللّه الحسين عليه السّلام رسيده كه فرمود وضع رسول الله يده على صلبى قال يا حسين سيخرج من صلبك رجل يقال له زيد يقتل شهيدا فاذا كان يوم القيمة يتخطى هو و اصحابه رقاب الناس و يدخله الجنة « 1 » .
ولى خود جناب زيد ابدا ادعاى امامت نداشته و اين تهمتى است كه به آن حضرت نسبت دادهاند و الّا آن جناب خود را تابع و مطيع امامت برادر بزرگوارش حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام ميدانسته ولى بازيگرانى بعد از آن حضرت قائل باصلى شدند كه ليس الامام من جلس فى بيته و ارخى ستره بل الامام كلّ فاطمى عالم صالح ذو راى يخرج بالسيف « 2 »
مردم را دعوت بامامت آن حضرت نموده و تشكيلاتى دادند باصطلاح دكانى براى
هامش
( 1 ) رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله دست مباركش را گذارد بر پشت من و فرمود يا حسين زود است بيرون مىآيد از صلب تو مردى كه او را زيد ميگويند كشته مىشود در حال شهادت چون روز قيامت شود خود و اصحابش پا ميگذارند بر گردنهاى مردم و داخل بهشت ميشوند .
( بديهى است مراد اصحابى هستند كه بنام نهضت در مقابل ظلم بنى اميه با آن حضرت قيام نمودند ) .
( 2 ) امام نيست آن كسى كه در خانه بنشيند و خود را بپوشاند از مردم بلكه امام هر فاطمى عالم صالح صاحب رأى است كه خروج بشمشير بنمايد .