« و تعالى عمّا يقول الظّالمون « 1 » علوا كبيرا . » ( او « 2 » گفته است كه هيولى مطلق جزوها بوده است نامتجزّى ، چنان كه مر هر يكى را از او عظمى بوده است ، از بهر آنكه آن جزوها كه مر هر يكى را از او عظمى نباشد ، به فراز آمدن آن چيزى نباشد كه مر او را عظم باشد ، و نيز مر هر جزوى را از او عظمى روا نباشد كز آن خردتر عظمى روا باشد كه باشد ، چه « 3 » اگر مر جزو هيولى را جزو باشد ، او خود جسم مركّب باشد ، نه هيولى مبسوط باشد و هيولى كه مر جسم را مادّت است مبسوط است . پس گفته است اندر قول اندر هيولى كه تركيب اجسام از آن اجزاى نامتجزّى است و گشاده شدن تركيب اجسام عالم سوى آن جزو باشد به آخر كار عالم و هيولى مطلق آن است . )
( و گفته است : و « 4 » قديم است ، از بهر آنكه روا نيست كه چيزى قائم به ذات چيز كه جسم است باشد و « 5 » از چيزى موجود شود كه عقل مر اين سخن را نپذيرد .
و گفته است : از آن جزوهاى هيولى آنچه سخت فراز آمده است از او ، جوهر زمين آمده است و آنچه گشادهتر فراز آمده است از او ، جوهر آب آمده است و آنچه از او نيز گشادهتر فراز آمده است ، جوهر هوا آمده است و آنچه از جوهر هوا گشادهتر فراز آمده است ، جوهر آتش آمده است . و گفته است كه « 6 » از آب آنچه فرازهمتر آيد از آنكه هست ، زمين گردد و از او آنچه گشادهتر از آن شود كه جوهر اوست ، هوا گردد و از جوهر هوا آنچه فرازهمتر از آن شود كه هست ، آب گردد و آنچه گشادهتر از آن شود كه هست ، آتش گردد . آنگاه بدين سبب است كه چو مر آهن را به سنگ برزنند ، آتش پديد آيد ، از بهر آنكه هوا كه « 7 » به ميان سنگ و آهن اندر است همى « 8 »
هامش
( 1 ) .BA: الجاهلون .
( 2 ) .B: و .
( 3 ) .C: كه .
( 4 ) .B: - و .
( 5 ) .CB: نه . / تصحيح قياسى /
( 6 ) .B: - كه .
( 7 ) .B: - كه .
( 8 ) .B: - است .