تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
همىگشاده و دريده شود و نادان همىپندارد كه از سنگ و آهن همى آتش پديد « 1 » آيد . و اگر از « 2 » سنگ و آهن آتش بودى ، مر آهن و سنگ را هم چو خويشتن گرم و روشن كردى ، از بهر آنكه خاصيّت آتش آن « 3 » است كه مر چيز را كاندر او باشد ، به حال خويش گرداند . ) ( آن‌گاه گفته است كه تركيب جرم فلك هم از آن جزوهاى هيولى است ، و ليكن آن تركيب به خلاف اين تركيب « 4 » است . و دليل بر درستى اين قول آن است كه مر فلك را حركت نه سوى ميانهء عالم است و نه سوى حاشيت عالم است ، از بهر آنكه جسم او سخت فراز آمده نيست چو جوهر زمين تا مر جاى تنگ را بجويد - چنان كه زمين جسته است - و نيز سخت گشاده نيست چو جوهر آتش و جوهر هوا تا از جاى تنگ بگريزد كاندر او نگنجد ، و حركت مستقيم جز بر اين دو جهت نيست و علّت اين دو حركت از « 5 » اين دو است كه گفتيم « 6 » كه مر جرم طبيعى را از حركت طبيعى چاره نيست ، پس چو مر فلك را تركيب جز اين دو تركيب بود ، چو بجنبد حركت او به استدارت آيد و تا اين تركيب با اوست حركت او همچنين آيد « 7 » ، از بهر آنكه مر او را جايى از جاى ديگر درخوردتر نيست ، چنان كه مر جرم سخت را جاى تنگ در خورد « 8 » است و مر جرم گشاده را جاى گشاده درخورد « 9 » است . آن‌گاه گفته است كه چگونگىهاى اجسام از گرانى و سبكى و تاريكى و روشنى و جز آن ، به سبب اندكى خلا و بيشترى آن است كه با هيولى آميخته است ، تا چيزى سبك است و چيزى گران است و چيزى روشن است و چيزى تاريك است ، از بهر آنكه چگونگى عرض است و عرض محمول باشد بر جوهر و جوهر هيولى است . )
هامش
( 1 ) .C: بيرون . ( 2 ) .B: اندر . ( 3 ) .B: - آن . ( 4 ) .C: تراكيب . ( 5 ) .B: - از . ( 6 ) .B: + و گفتند . ( 7 ) .B: است . ( 8 ) .B: در خور . ( 9 ) .B: در خور .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 70 | ناصر خسرو