برخيزد ، هيولى هم چنان كه بوده است گشاده شود و هميشه گشاده بماند . و نيز گفته است كه اثبات صانع قديم بر ما بدان واجب است كه مصنوع ظاهر است ، پس دانستيم كه صانع او پيش از او بوده است و مصنوع هيولى است مصوّر ، پس چرا صانع پيش از مصنوع به دلالت مصنوع ثابت شد و هيولى پيش از مصنوع به دلالت مصنوع كه بر هيولى است « 1 » ثابت نشد ؟ و چو جسم مصنوع است از چيزى به قهر قاهرى ، هم چنان كه قاهر قديم ثابت است پيش از قهر آنچه قهر بر او افتاده است ، نيز واجب است كه قديم باشد و ثابت باشد پيش از قهر و آن هيولى باشد ، پس هيولى قديم است . اين جمله قول اين فيلسوف است اندر قديمت هيولى . )
و قول ما اندر اين معنى آن است كه گوييم : اين اعتقادى فاسد است و بنيادى سست و نااستوار و قاعدهاى ضعيف ( است ، ) به دو سبب : ( يكى بدان سبب ) كه به خلاف قول خداى است و آنچه از گفتارها « 2 » به خلاف قول خداى « 3 » باشد ، آفرينش كه آن فعل خداى است بر درستى آن گواهى ندهد و قولى را كه آفرينش بر درستى آن گواه نباشد عقل نپذيرد ، و ديگر بدان سبب كه بعضى از اين دعوىها كه اين مرد كرده است ، مر ديگر بعضهاى « 4 » ( خويش ) را ( همى ) باطل كند .
و اين اعتقاد به خلاف قول خداى از آن است كه خداى تعالى مر خويشتن را ( همى ) پديدآرندهء آسمان و زمين گويد به ابداع ، نه از چيزى ، بدين قول ( ، قوله ) :
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 5 » و ديگر جاى همىگويد ( مردمان را نه از چيزى آفريدم ، ) بدين قول ( ، قوله ) :
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ
« 6 » و هر كه مر قول خداى را - سبحانه - كه به ميانجى ( محمّد ) مصطفى ( صلّى اللّه عليه و آله ) به خلق رسيد ردّ كند ، مر قول خويش را ردّ كرده باشد ، ( از بهر آنكه هر كه مر قول
هامش
( 1 ) .C: - كه بر هيولى است .
( 2 ) .B: گفتارهاى .
( 3 ) .CBA: خدا . / تصحيح قياسى /
( 4 ) .A: بعضى .
( 5 ) . البقرة ( 2 ) : 117 ، الأنعام ( 6 ) : 101 .
( 6 ) . الطور ( 52 ) : 35 .