تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
عالم اجسام مر صورت‌هاى مختلف را پذيرفته است - چنان كه بر بعضى از جسم صورت آتش است و بر بعضى صورت هواست و بر بعضى صورت آب است و بر بعضى صورت خاك است و بر بعضى صورت افلاك است - و اين همه به جملگى جسم است وز اين اجسام پس از اين صورت‌ها « 1 » صورت‌هاى مواليد است [ كه همى پديد آيند « 2 » از نبات و حيوان ] و معادن ، و صورت اندر جسم جز به حركت پديد نيايد و ما درست كرديم پيش از اين [ كه مر جسم را به ذات خويش ] حركت نيست ، پديد آمد كه صورت كنندهء اين جسم خداوند حركت است . و چو درست كرديم [ كه حركت ذاتى ] مر نفس راست و اين ارادى است ، پديد آمد كه صورت كنندهء جسم نفس است . پس ظاهر شد [ كه نفس خداوند ] صنعت است . و چو مر جسم را حركت نيست و نفس معدن حركت است ، درست شد نيز كه [ نفس جسم نيست . پس ] ظاهر كرديم كه اندر ما گوهرى « 3 » است كه به ذات خويش زنده است و ميرنده نيست و مر او را حركت ذاتى است و [ مكان ] صورت‌هاى مجرّد است و خداوند صنعت است و دانش‌پذير است و پس از فناى جسد باقى است و جسم [ نيست ، ] و نام اين جوهر به نزديك ما نفس است . و شرط ما به اوّل اين قول آن بود كه مر اين جوهر را بدين صفات اثبات [ كنيم . ] و به جاى خويش از اين كتاب اندر چگونگى و چرايى آمدن او اندر اين عالم و پيوستن او به جوهر جسم ، سخن [ مشروح ] بگوييم و بيان قوّت‌هاى « 4 » او « 5 » بكنيم . بتوفيق اللّه تعالى .
هامش
( 1 ) .A: صورت‌هاى . ( 2 ) .C: آيد . ( 3 ) .C: جوهرى . ( 4 ) .B: - قوّت‌هاى . ( 5 ) .BA: آن .