قول هشتم اندر هيولى
چو ثابت كرديم كه صنعت مر نفس راست و پذيرندهء صنعت هيولى است ، سخن سپس از اثبات نفس بر هيولى [ واجب ] آمد گفتن . و هيولى نخستين آن است كه مر صورتهاى نخستين را كه آن طول و عرض و عمق است ، او برگرفته [ است . ] و گروهى از حكما گفتهاند كه هيولى جوهرى قديم است و صورت مر او را به منزلت عرض است ، و ما اندر قولى كه اندر « 1 » جسم گفتيم ، از اين معنى طرفى ياد كرديم . ( پيش از اين ) و بيان كرديم كه صورت به جوهريّت اولىتر است از هيولى ، از بهر آنكه فعل از صورت همىآيد نه از هيولى و صورت مر اين مركّب را كه جسم است حدّكننده « 2 » است و پديدآرنده اوست مر هيولى را و مر هيولى اولى بىصورت ناموجود است و صورت بىهيولى اندر نفس موجود است به مجرّد خويش و هيولى فعلپذير است و صورت مر هيولى را از حال او گرداننده است ، پس آنكه او گردانندهء حال است به جوهريّت سزاوارتر باشد از آنچه او حال پذيرد ، پس جسم جوهرى است فعلپذير و محسوس و نفس جوهرى است فاعل و معقول و جسم مركّب است از هيولى و صورت . و چو نفس معدن صورتهاست ، پيدا شد كه مر هيولى را اين صورتهاى نخستين كه جسميّت جسم بدان است نفس داده است كه او صورتى آراسته است از بهر پديد آوردن صورتهاى ديگر اندر صنعت عالم و مواليد [ او به تقدير بارى - سبحانه - و مسخّر بودن جسم مر
هامش
( 1 ) .BA: بر .
( 2 ) .B: جداكننده .