تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
بهر آنكه هرچه معلوم است زير عقل است و هرچه زير عقل است ، عاقل كه ثابت عقل است به دو برسد - ، پيدا شد كه نيز ثوابى هست از اين برتر و ثواب‌پذيرى هست « 1 » جز اين جوهر كه او از عقل مستفيد است و آن نفس ناطقه است كه مر او را قوّت عاقله است . و پادشاهى يافتن اين جوهر كه مر او را قوّت‌هاى علم و عمل است بر عالم سفلى ، گواست بر آنكه اگر او مر اين هر دو قوّت خويش را اندر طاعت صانع خويش كار بندد ، بر عالم علوى نيز پادشاهى يابد . و بازماندن مردم از رسيدن بدين ثواب ( عظيم « 2 » ) پس از آنكه رسيدن او بدان ممكن است ، مر او را عقاب است ، از بهر آنكه حسرت عقوبتى عظيم است و مردم را حسرت بر چيزى باشد كز او به تقصيرى كز او آيد ، بگذرد از خيرات و او بدان نرسد به غفلت خويش . و آن حسرت مردم را پس از بيدار شدن حاصل آيد و ( از « 3 » ) چيزى كه به « 4 » هنگامى پيش از آن غافل بوده باشد ( از آن چيز « 5 » ) و چو بيدار شود هنگام آن « 6 » گذشته باشد ، چنين كه امروز مردم را ممكن است كه بكوشد به طاعت خداى و طلب علم تا بدان بر عالم لطيف پادشا « 7 » شود ، و آن عمل باشد كه بكند به علم بدانچه مر او را بر آن آلت حاصل است از حواس ظاهر و باطن . و بيشتر از خلق از اين مهم غافل‌اند تا چو فردا مر ايشان را از اين چيزها كه امروز همىشنوند معاينه شود ، حسرت خورند بدانچه آن‌گاه دانند كه آلت تحصيل ( عمل ) به علم از دست ايشان شده باشد . و دليل بر درستى اين قول آن است كه خداى تعالى مر روز عقوبت را روز حسرت گفت بدين آيت ، قوله :
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ
« 8 » . و شكى نيست اندر آنكه اين روز قيامت باشد و ليكن روز حسرت باشد مر دوزخيان را ، نه مر بهشتيان را . پس پيدا آمد به حكم اين آيت كه معنى حسرت عقوبت است . و ديگر جاى گفت ، قوله :
كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ
هامش
( 1 ) .A: + به . ( 2 ) .B: - عظيم . ( 3 ) .B: - از . ( 4 ) .BA: از . ( 5 ) .B: - از آن چيز . ( 6 ) .A: + كار . ( 7 ) .CB: پادشاه . ( 8 ) . مريم ( 19 ) : 39 .