تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
چيزى نيست كه اشارت پذيرد ، از بهر آنكه مر او را حالى نيست بدانچه مر او را ذاتى نيست ، و تا ذات نباشد حال نباشد . و اين از بهر آن گفتيم تا كسى را ظنّ نيفتد كه معدوم اندر مقابلت « 1 » موجود است و لازم است كه حال معدوم به ضدّ حال موجود باشد كه اين ظنّ محال باشد ، از بهر آنكه نيكو حال و بد حال هر دو موجودند ، و حال مر عينى را موجود باشد و معدوم عينى نيست تا مر او را حالى باشد ، و عذاب موجود راست از رنج - آن رنج كه معنى اين قول كه گوييم : رنج يا درد عقوبت است ، جز آن است « 2 » - كه آن بازبرنده باشد مر آن موجود را سوى نه وجود ، تا بدان سبب به دو عذاب رسد و اندر ميان عدم و وجود معذّب باشد ، چنان كه خداى تعالى همىگويد اندر صفت دوزخى بدين آيت ، قوله :
وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى * الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى * ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
« 3 » . ] [ گفتيم اندر اين كتاب آنچه به آغاز او ضمان كرديم ، حسب طاقت خويش . آنچه از اين گفته‌ها حقّ و صدق است ، به جود خداوند زمان ماست و آنچه معلول و با تقصير است ، به حكم ضعيفى و بندگى ماست . و غرض ما از آنچه گفتيم ، بيدار « 4 » كردن است نخست مر نفس خويش را ، آن‌گاه مر نفوس راستان و مؤمنان را ، بر شناخت خداى به دلالت آفريده‌هاى او و راه نمودن است سوى طاعت خداى و رسول او به علم و عمل ، كه بدين دو است « 5 » مردم را رسيدن به نعمت ابدى و پرهيزيدن از عذاب سرمدى . ] [ و اللّه أعلم بالصّواب و إليه المرجع و المآب . ]
هامش
( 1 ) .B: مقابله ؛C: معاملت . / تصحيح قياسى / ( 2 ) .B: كه آن رنج معنى اين قول كه گوييم رنج يا درد يا عقوبت يا جز آن است ؛C: آن و رنج كه معنى اين قول كه گوييم رنج يا درد عقوبت جز آن است . / تصحيح قياسى / ( 3 ) . الأعلى ( 87 ) : 11 - 13 . ( 4 ) .C: پيدا . ( 5 ) .C: بدين رواست .