أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ
« 1 » ، و مر روز ثواب بهشتيان را روز حسرت نگفت ، هرچند هر دو گروه اندر يك روز باشند ، از بهر آنكه آنچه بر ايشان واجب بود از طاعت خداى ، از ايشان اندر نگذشته باشد . پس هر كه اندر « 2 » طاعت خداى بدين دو قوّت عالمه و عاملهء خويش بكوشد ، او مانند نفس كلّى شود به طاعت خويش - از بهر آنكه هم چو نفس كلّى كار به دانش كرده باشد - و هر كه مانند كلّ خويش شود ، به عقل كلّى پيوندد و بر دو عالم پادشا « 3 » شود ، از بهر آنكه هر دو عالم زير عقل است چنان كه گفتيم . و اگر خواستيمى ، بر وجوب ثواب و عقاب دليل عقل بيشتر بنموديمى « 4 » ، و ليكن شرط ما « 5 » به آغاز اين كتاب آن بود كه آنچه گوييم ، به قولى كوتاه گوييم و پيدا كنيم كه مردم از كجا همىآيد و كجا همىشود ، و چو معلوم است - بدانچه زاينده و ميرنده است - كه بر مثال مسافرى است ، زاد او اندر اين سفر چيست .
و ما بيان كرديم كه مردم جوهرى است « 6 » لطيف ( و ) پذيراى علم است و مر عين او را پيش از اين « 7 » كه اندر عالم جسم آيد « 8 » حالى نيست از احوال البتّه و مر او را مكان نيست البتّه ، بل ( كه ) ظهور او « 9 » از نفس كلّى است كه از مكان بىنياز است ، و ليكن نشايد گفتن مر تقريب « 10 » علم را به نفس پذيرندگان ، كه مردم پيش از آنكه اندر اين عالم آيد اندر ذات نفس كلّى است بىهيچ صورتى [ و حالى « 11 » ، چنان كه فرزندان اندر نفس پدر و مادر خويشاند بىهيچ حال و صورتى ، و مردم از راه اين عالم همى به عالم نفسانى شود و اندر اين عالم مر او را از بهر پذيرفتن صورتى « 12 » علمى آرند تا بدان صورت مر نعمتهاى عالم نفسانى را بيابد . و بدان روى كه
هامش
( 1 ) . البقرة ( 2 ) : 167 .
( 2 ) .BA: از .
( 3 ) .C: پادشاه .
( 4 ) .CBA: بنمودمى . / تصحيح قياسى /
( 5 ) .CB: - ما .
( 6 ) .A: + بسيط و .
( 7 ) .A: آن .
( 8 ) .A: آمد .
( 9 ) .CB: آن .
( 10 ) .A: تقرّب .
( 11 ) .C: حال .
( 12 ) .C: صورت .