كه او از خداى تعالى بر خلق پادشاه شود ، چنان كه محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله پادشاه شده است ، فاضلتر از همه خلق نيست ؟ و چرا روا نباشد كه همه خلق كه امّت اويند به جملگى به « 1 » منزلت زنى باشند و او - اگر خداى تعالى بر ايشان مفضل است - مرد ايشان باشد ؟ و چو درست كرديم كه پيغامبران عليهم السّلام از جملگى مردم به منزلت مردانند و پيغامبران همه فرزندان يك نسباند ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ، قوله :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
« 2 » ، گوييم كه تأويل قول خداى كه گفت : پدر كسى نيست از مردان شما ، آن است كه همىگويد : پس از او پيغامبرى نخواهد بودن ، و « 3 » آن پيغامبر مردى باشد از مردان عالم نوع مردم . و اين قول دليل است بر ختم نبوّت به دو صلّى اللّه عليه و آله و ليكن مرموز است ، ابر عقب اين قول به تصريح گفت :
وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
« 4 » ، و مر آن رمز پوشيده را آشكار كرد و مؤكّد گردانيد . و بدين تأويل كه مر اين آيت را به وجود خداوند حق عليه السّلام گفتيم ، ظاهر شد كه پيغامبران مردان حقاند و از عالم نوع مردم به منزلت مردمند از عالم جسم . و به ظهور اين معنى از اين تأويل ، ظاهر شد كه اوصياى پيغامبران به منزلت حيواناند و امامان حق از فرزندان ايشان عليهم السّلام به منزلت نباتاند از اين عالم سخنگوى ، چنان كه پيش از اين شرح اين داديم . ]
[ و گوييم كه بر سپرى شدن اين ششم دور ، سپرى شدن اين صنعت باشد به گواهى آفرينش ، و مشيّت خداى خداى راست به هر حال ، چنان كه همىگويد :
وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
« 5 » . آنگاه گوييم كز اين شش گزيدهء خداى سه عملى بودند چو آدم و نوح و ابراهيم و ايشان پيش بيرون آمدند از خداوندان ادوار علمى - چنان كه اندر اين عالم عمل بر علم مقدّم است - و پس از آن سه علمى بودند چو موسى و
هامش
( 1 ) .B: - به . / تصحيح قياسى /
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) : 33 ، 34 .
( 3 ) .B: - و . / تصحيح قياسى /
( 4 ) . الأحزاب ( 33 ) : 40 .
( 5 ) . ابراهيم ( 14 ) : 27 .