الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ
« 1 » . بيان آنچه اندر دعوت هادى امامان حق عليهم السّلام مر رسول را صلّى اللّه عليه و آله ناطق گفتند و اهل دعوت بر آن برفتند و حجّتان اندر كتب خويش مر او را عليه السّلام ناطق ياد كردند ، بىآنكه معنى آن ندانستند ، ياد كرديم اندر اين قول . پس هم چنان كه اندر عالم جسم نخست نبات است و آن گه حيوان است و آنگه مردم است و جسم مردم نخست نباتى پديد آيد ، آنگه حيوانى به دو رسد ، آنگه انسانيّت اندر او پديد آيد ، اندر عالم دين نيز مردم نخست بايد كه مر امام را بشناسد كه او را منزلت نبات است ، آنگاه از او به شناخت منزلت وصى رسد كه مر او را منزلت حيوان است اندر عالم دين ، آنگاه از او به شناخت ناطق رسد كه مر او را منزلت مردم است اندر عالم دين . اين ترتيبى « 2 » است بر مقتضاى آفرينش كه بنياد دين بر آن است . ]
[ امّا سخن اندر برناخاستن زايش تا « 3 » اشخاص بدان برخاستى پس از پديد آمدن اين سه مرتبت اندر عالم مردم - چنان كه پديد آمدن انواع برخاست به « 4 » پديد آمدن سه نوع مولود از نبات و حيوان و مردم - آن است كه گوييم : مر اين عالم خرد سخنگوى را كه مردم است و به ظهور او ظهور انواع برخاست ، دو قوّت است - چنان كه پيش از اين گفتيم - : يكى عملى و ديگرى علمى . و مر نفس مردم را از بهر كاربستن اين دو قوّت آلت است به دو گونه : يكى حواس ظاهر كه بدان مر محسوسات را اندر يابد ، و ديگر حواس باطن كه بدان معقولات را اندر يابد . پس واجب آيد « 5 » به دلالت ترتيب « 6 » آفرينش عالم و نفس مردم ، كه ظهور اين اشخاص گزيده كه به فضايل الهى مخصوص شوند ، اندر اين عالم به دو مرتبت باشد : يكى عملى به آغاز و يكى علمى به انجام . اوصيا و ائمّه باشند خداوندان تأويل با خرد
هامش
( 1 ) . الزّخرف ( 43 ) : 84 .
( 2 ) .B: تربيتى . / تصحيح قياسى /
( 3 ) .B: يا . / تصحيح قياسى . اين بخش از متن در نسخهءCوجود ندارد . /
( 4 ) .B: - به . / تصحيح قياسى /
( 5 ) .B: + كه . / تصحيح قياسى /
( 6 ) .B: تربيت . / تصحيح قياسى /