درستى آنكه فرمان رسول فرمان خداى است ، بدين آيت :
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 1 » ، و ديگر جاى گفت : هر كه مر رسول را طاعت دارد مر خداى را طاعت داشته باشد ، بدين آيت ، قوله :
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
« 2 » . ]
[ پس گوييم كه رسول خداى از عالم مردم ، به منزلت مردم باشد از عالم جسم ، و مر او را روحى باشد تأييدى علمى كه هر كه از مردم مر او را طاعت دارد ، از آن روح بهره يابد و بدان زنده شود و آن زندگى مر او را به هدايتى باشد كه بيابد سوى غرض خداى از آفرينش عالم و مردم . و دليل بر درستى اين قول كه گفتيم :
آنچه رسول از خداى بدان مخصوص است روح است ، قول خداى است كه همىگويد ، قوله تعالى :
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 3 » . و آفرينش گواست بر آنكه اين قول آفريدگار است ، از بهر آنكه نبات بر طبايع پادشاهى به روح نما يافته است و حيوان بر نبات پادشاهى به روح حسّى يافته است و مردم بر نبات و حيوان و طبايع پادشاهى به روح ناطقه يافته است ، و چو اين ترتيب اندر آفرينش ظاهر است ، لازم آيد كه آن كس كه بر مردم پادشاهى يابد - چنان كه پيغامبران عليهم السّلام يافتند - به روح الهى يابد كه آن روح با روح ناطقه و روح حسّى و روح نامى مر او را باشد ، چنان كه مردم پادشاهى بر نبات و حيوان و طبايع به روحى يافته است كه آن روح با روح حسّى و روح نامى مر او را بود ، و اندر نوع مردم نيست كه مر اين ترتيب را بىتعليم الهى بداند البتّه . و امّا دليل بر آنكه مردمان بدين روح الهى كه آن شخص پيغامبر عليه السّلام است زنده شوند چو مر او را طاعت دارند ، قول خداى است كه همىگويد ، قوله :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
« 4 » . و چو « 5 » طاعت حيوان مردم را تسخير
هامش
( 1 ) . الحشر ( 59 ) : 7 .
( 2 ) . النساء ( 4 ) : 80 .
( 3 ) . الشّورى ( 42 ) : 52 .
( 4 ) . الأنفال : ( 8 ) : 24 .
( 5 ) .B: - چو . / تصحيح قياسى . اين بخش از متن در نسخهءCوجود ندارد . /