تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
خويش . و مر اين يك تن را اندر جملگى مردم منزلت خداى باشد به حق ، و گفتهء او گفتهء خداى باشد ، و كردهء او كردهء خداى باشد . و آفرينش بر درستى اين دعوى گواست ، از بهر آنكه چو از عالم جسم سيوم زنده - كه آن مردم است « 1 » - بر عالم جسم پادشاست و بر اين عالم محلّ خداى يافته است بدانچه مر او را به ملك خويش گرفته است بدين فضيلت كز عالم علوى بدان پيوسته است - و آن فضيلت مر او را روح ناطقه است - و ديگر جانوران كه فرود از اويند مر او را گردن داده‌اند ، لازم آيد كز عالم سخن‌گوى - كه آن مردم است - آن سيوم شخص كه او ناطق باشد از عالم ناطق ، پادشاه دو عالم باشد به ذات خويش . از بهر آنكه پادشاست بر عالمى كه آن عالم بر عالم جسم پادشاست ، و پادشاه دو عالم خداى است : يكى عالم لطيف و ديگر عالم كثيف ، و عالم لطيف مردم است و عالم كثيف عالم جسم است ، و پيغامبر كه مر او را محلّ خداى است ، پادشاه دو عالم است . نبينى كه تصرّف پيغامبران اندر مردم همان تصرّف است كه مردم را اندر عالم است از فروختن و خريدن و بخشيدن و جز آن ؟ و آن فضيلت الهى كه بدين سيوم شخص رسد ، نيز روحى باشد شريف‌تر از آن ارواح به جملگى و نام آن روح روح الأمين است كه خداوند او بر اين دو عالم امين خداوند است و خلق مر او را به شرف آن روح گردن داده است ، چنان كه ديگر جانوران كه روح ناطقه ندارند ، مر خداوند روح ناطقه را كه مردم است گردن داده‌اند . و اين حال اندر مردم از پيغامبران خداى تعالى كه ايشان ناطقان به حق‌ّاند ظاهر است ، از بهر آنكه سخن و فرمان ايشان اندر عالم خرد سخن‌گوى - كه آن مردم است - سخن و فرمان خداى است ، چنان كه خداى تعالى گفت « 2 » رسول را صلّى اللّه عليه و آله كه بگوى مردمان را كه من پيغامبر خدايم سوى شما همهء مردمان ، بدين آيت ، قوله تعالى :
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً
« 3 » ، يعنى تو بگوى كه گفتار تو گفتار من است ، و ديگر جاى گفت اندر
هامش
( 1 ) .B: + كه . / تصحيح قياسى . اين بخش از متن در نسخهءCوجود ندارد . / ( 2 ) .B: فرمايد . / تصحيح قياسى / ( 3 ) . الأعراف ( 7 ) : 158 .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 433 | ناصر خسرو