تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
باشد كه ايشان به منزلت طبايع باشند « 1 » از عالم خرد . و هر كه از عالم مردم بدين حيوان كه مر او را اين روح الهى باشد پيوسته شود ، روح حسّى را بيابد . و « 2 » واجب آيد كه « 3 » مردم بدين شخص كه مر او را اندر عالم مردم منزلت حيوانى باشد ، جز به نباتى پيوسته نشوند كه بدان شخص كه مر او را منزلت نباتى بود پيوسته باشد ، هم چنان كه هرچه از طبايع به نبات پيوسته نشود ، به حيوانى نرسد . از آن بود كه هر پيغامبرى كز پس پيغامبرى بيامد ، نخست مر او را اقرار فرمود كردن بدان پيغامبر پيشين ، آن‌گاه مر او را بپذيرفت . و اين مثال اندر آفرينش نبشته است به خط الهى ، و مر اين حيوان را خداى تعالى به گاو مثل زده است اندر كتاب خويش كه آبادانى عالم به كشاورزى اندر است و گفت كه مر گوشت آن گاو را به كشته بر زنند تا زنده شود كه خداى مردگان را چنين زنده كند و چنين مر شما را نشانه‌هاى خويش بنمايد مگر شما بدانيد ، بدين آيت ، قوله :
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
« 4 » . و اين نوع حيوان لازم آيد كه به ثبات عالم مردم ثابت باشد به زايش نفسانى ، چنان كه نوع حيوان به ثبات عالم جسم ثابت است به زايش جسمانى . ] [ و پس از آن واجب آيد به گواهى آفرينش كه شخصى ديگر باشد از مردم كه به فضيلتى مخصوص شود از فضايل الهى ، برتر از اين هر دو فضيلت كه پيش از اين گفتيم ، و اين شخص سيوم از جملگى عالم مردم به منزلت مردم باشد از عالم جسم . و اين شخص به منزلت مردم باشد از عالم نوع مردم ، چنان كه مردم نوع سيوم است از مواليد عالم جسم . پس اين شخص ناطق به حقيقت باشد ، از بهر آنكه ناطق باشد از عالم ناطق كه آن نوع مردم است . و او بر عالم سخن‌گويى پادشا شود به شخص خويش ، چنان كه مردم بر عالم جسم پادشا شده است به نوع
هامش
( 1 ) .B: باشد . / تصحيح قياسى . اين بخش از متن در نسخهءCوجود ندارد . / ( 2 ) .B: - و . / تصحيح قياسى / ( 3 ) .B: كز . / تصحيح قياسى / ( 4 ) . البقرة ( 2 ) : 73 .