به ثواب رسد و عاصى به عقاب رسد . و [ ثواب ] مر مردم مطيع را رسيدن او باشد به درجهء مطاع خويش كه آن صانع اوست و عقاب ( مر « 1 » ) مردم عاصى را ماندن او باشد بر حال وجود اولى خويش ، و آن خسيستر حالى باشد مر او را چو اضافت آن بدين درجه كرده شود كه رسيدن او بدان ممكن بود . و گواهى دهد ما را بر درستى اين قول ، رسيدن اجزاى طبايع كه همى روح نما را طاعت دارد به درجهء مطاع خويش و نيز رسيدن آنچه از نبات مر روح حسّى را طاعت دارد به درجهء مطاع خويش و نيز رسيدن آنچه از نبات و حيوان و طبايع ( مر « 2 » ) مردم را طاعت دارد به درجهء مطاع خويش « 3 » و ماندن آنچه او بر اين مراتب مر مطاع خويش را مطيع نباشد بر مرتبت خويش و فروماندگى اين مرتبت كه او بر آن بماند « 4 » به جاى آن مرتبت ( كه مر او را ممكن بود بدان رسيدن - و آن مرتبت « 5 » ) مثاب است چنان كه ياد كرديم - . و ليكن تفاوت به ميان آن ثواب كه مردم از خداى تعالى يابد و ميان آن ثواب كه نبات از ستور يابد ، همان تفاوت است كه ميان قدرت خداى است و ميان قدرت ستور ، لاجرم ثواب نبات از ستور و ثواب اجزاى طبايع از نبات ، ثوابى است كه نطق را بر آن قدرت است و زمانش متناهى است و نيز محسوس است ، و ثواب مردم از خداى تعالى ثوابى است كه نطق را بر آن قدرت نيست و مدّتش متناهى نيست و معقول است . وز حكم عقل ثواب مردم چنين لازم آيد كه ما گفتيم ، از بهر آنكه چو ثواب طبايع از نبات و ثواب نبات از حيوان كه فرود از ايشان صانعى و مصنوعى نيست ، گفتنى ( و ) سپرى شونده است و محسوس ، ثواب مردم از خداى تعالى كه برتر از ايشان صانعى و مصنوعى نيست ، چنان بايد « 6 » باشد كه به گفتار اندر نيايد و سپرى نشود و معقول باشد ، چنان كه
هامش
( 1 ) .CBA: - مر . / تصحيح قياسى /
( 2 ) .A: - مر . / تصحيح قياسى /
( 3 ) .CB: - و نيز رسيدن آنچه از نبات و حيوان . . . خويش .
( 4 ) .A: ماند .
( 5 ) .B: - كه مر او را . . . رسيدن .
( 6 ) .BA: + كه .