اندر حيوان است و مسخّر بودن اين سه رتبت « 1 » مر قوّت ناطقه را كه اندر مردم است ، بر درستى اين قول گواهان ظاهرند . و چو اندر مردم قوّت عاقله موجود است و مر اين تسخيرات « 2 » را همىبيند كه بر اين فرودينان اوفتاده « 3 » است مر اين برينان را - با آنكه همه اندر يافتن تصوير و تركيب و تشكيل و تحريك به يك مرتبتاند و مر خويشتن را با آن فرودينان همى بدين روى به يك منزلت يابد « 4 » - مر او را ظاهر است كه اين پادشاهى مر او را بر آن ديگران نه از ذات اوست ، بلكه از آفريدگار اوست و آفريدگار ايشان است . ]
[ و بايد كه بداند كه طاعت آفريدگار عالم بر او كه مردم است از اين ترتيب واجب است ، و اين نبشتهء خداى است بر او به خطّى كه آن تسخير اوست - سبحانه - مر فرودينان را و مر مردم را و تمليك و تسليط اوست مر مردم را بر آن فرودينان تا بداند كه برتر از او - كه مردم است - آفريدگار اوست كه مر او را اين قوّت داده است كه مر آن « 5 » ترتيب را بدان بشناسد ، و طاعت خداى « 6 » بر او واجب است ، چنين كه از خط خداى اندر ترتيب آفرينش همىبرخواند . و نيك آمدن مر اجزاى طبايع را از طاعت كه داشت مر قوّت ناميه را كه بر او پادشاست ، بدانچه با حركات طبيعى نما يافته است و رنگ و بوى و طعم و شكل و جمال و رونق و رتبت يافت ، مردم را دليل است بر آنكه اين معانى مر طبايع را به منزلت ثواب است و مر او را كه مردم است از طاعت آفريدگار نيز « 7 » نيك خواهد آمدن ، چنان كه مر طبايع را از آفريدگار خويش نيك آمد - كه آن روح نما است - بدان طاعت كه مر او را داشت . ]
[ و بايد كه بداند كه فرق ميان آن ثواب كه مردم از آفريدگار عالم يابد و ميان ثواب كه طبايع از روح نما يافته است ، بر حسب آن فرق و تفاوت است كه ميان
هامش
( 1 ) .C: مرتبت .
( 2 ) .B: تسخيرها .
( 3 ) .C: افتاده .
( 4 ) .CB: + و . / تصحيح قياسى /
( 5 ) .B: اين .
( 6 ) .CB: خدا . / تصحيح قياسى /
( 7 ) .C: - نيز .