تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
حركت بيشتر است عنايت و نظر نفس به دو ظاهرتر است ، لازم آيد كه غايت ثواب مر متحرّكى را باشد كه غايت حركت مر آن متحرّك را باشد . و چو ثواب اين چيزها كه فرود از « 1 » مردم است ، به سه مرتبت است و عقاب ايشان بازماندن ايشان است از رسيدن به ثواب با كوشش اندر آن ، و بقا بر هر سه مرتبت از ثواب و عقاب محيط است ، ظاهر است كه بقا مر مثاب و معاقب را لازم است . و ثواب بقاست اندر لذّت ، و عقاب بقاست اندر نه لذّت - اعنى شدّت - ، پس بقا بر مثال هيولى است كه مر او را لذّت و شدّت صورت‌هااند و هرچه مر بقاى او را صورت لذّت است مثاب است و هرچه مر بقاى او را صورت شدّت است معاقب است . و حركت اندر متحرّك دليل حاجتمندى اوست و حاجت اندر حاجتمند كتابت خداى است كه آنچه او را بدان حاجت است موجود است ، چنان كه غذا كه حاجت حيوان بدان است موجود است . و هر متحرّكى كه او « 2 » حركت خويش را اندر طلب آنچه حاجت او بدان است كار بندد ، بدان برسد ، چنان كه جوهر جسم به بقا رسيده است « 3 » به نگاهداشت صورت خويش چو مر حركت را كه يافته است بر دوام همى همىكاربندد . و اين حال دليل است بر آنكه از عدل صانع حكيم روا نيست كه متحرّكى باشد و مر حركت خويش را اندر طلب آنچه مر او را آن حركت از بهر آن داده‌اند كار بندد و بدان نرسد ، يا آن چيز كه مر او را به حركت خويش همىجويد نباشد اصلا . پس بدين شرح ثابت كرديم كه هر متحرّك حاجتمند است و آنچه حاجت هر متحرّكى بدوست موجود است و آن ثواب اوست و بازماندن هر متحرّكى از رسيدن به ثواب خويش به سببى از اسباب با كوشش او اندر آن ، مر او را عقاب است ، از بهر آنكه عقوبت چيزى نباشد مگر رنج بىنفع و هر كه همىكوشد اندر طلب چيزى كه بدان نرسد ، او معاقب است . و چو ظاهر است كه حركت اندر متحرّكات اثر است از نفس ، ظاهر است كه نفس كه آن معدن حركت است « 4 » اثر
هامش
( 1 ) .C: - از . ( 2 ) .B: - او . ( 3 ) .CB: + و . / تصحيح قياسى / ( 4 ) .CB: + بدانچه او . / تصحيح قياسى /