تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
افراط آن بر او و بريدن كرم مر بيخ او را و جز آن از تحامل آتش يا تحامل برد « 1 » بر او ، و باز مر حيوان را با لذّت « 2 » وجود و لذّت غذا و زايش ، لذّت خواست و شناخت جفت و دشمن خويش و انتقال از جايى به جايى و يافتن طعم‌ها و جز آن است ، و ليكن نيز مر او را بيشتر از نبات بايد كوشيدن اندر طلب كردن غذا و جفت خويش كه آن مر او را چو غذا و جفت نبات حاصل نيست ، و آفات او نيز از آفات نبات بيشتر است ، و ليكن آلتش نيز از بهر نگاهداشت مر خويش را از آفت‌ها بيشتر از آلت نبات است ، از حركت انتقالى به دست و پاى كه بدان از دشمن بگريزد و چنگ و دندان كه بدان كارزار كند و جز آن . و اميد رسيدن مر اين هر سه موجود را به آرزوهاى خويش كه آن ثواب‌هاى ايشان است و مواظبت هر يكى از ايشان مر حركتى را كه « 3 » بدان مخصوص است ، دليل است بر اميد ايشان به ثواب و ترسيدن ايشان از عقاب خويش . و اگر هر موجودى بر حسب آن نصيب كه از اثر نفس يافته است بكوشد و مر آن حركت خاص خويش را كار بندد ، به ثواب خويش برسد . و بر عكس اين ، هر موجودى كه از كار بستن خاص حركت خويش بازايستد ، ثواب را نيابد ، اعنى اگر نبات مر حركت خويش را اندر اغتذا و افزايش و زايش كار نبندد ، ثواب خويش را از بقا و توليد نيابد . و هم اين است سخن اندر حيوان كه اگر حركات خاص خويش را كار نبندد ، به ثواب خويش نرسد از يافتن لذّت « 4 » حسّى و بقاى نوع خويش « 5 » به زايش كه او « 6 » ثواب اوست . ] [ آن‌گاه گوييم كه چو هر چيزى از اين موجودات فرودين متحرّك است و هر يكى را حركت او - چنان كه گفتيم - به اميد و بيم است و اميد دليل ثواب است و بيم دليل عقاب است و حركت اندر هر متحرّك « 7 » از نفس اثر « 8 » است و هرچه مر او را
هامش
( 1 ) .B: باد . ( 2 ) .CB: الفت . / تصحيح قياسى / ( 3 ) .B: بر حركتى كه . ( 4 ) .C: لذّات . ( 5 ) .C: - خويش . ( 6 ) .C: آن . ( 7 ) .C: متحرّكى . ( 8 ) .C: اثر نفس .