تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦

قول بيست و هفتم اندر اثبات ثواب و عقاب

[ و بر اين قول است تمامى كتاب ] [ فعل اثر فاعل است اندر مفعول و فعل از فاعل بر اندازهء فعل‌پذير آيد . و مفعولات اندر عالم از پديد آمدن نبات و حيوان ظاهر است ، هرچند كه عالم به تركيب اجسام خويش اندر مكان‌هاى آن نيز خود مفعول است . از بهر آنكه نبات و حيوان بر مثال دو مركّب‌اند ، هر يكى از دو جوهر : يكى جوهر جسم و ديگر « 1 » جوهر نفس - چو تركيب انگشترى از سيم و نگين - و عالم به جملگى خويش بر مثال مركّبى است از چهار جوهر طبايع ، و هرچند كه هر يكى از اين اجسام عالم - اعنى خاك و آب و هوا و آتش - اندر ذات خويش به اجزاى متشابه خويش مركّب‌اند « 2 » ، تركيب اندر چيزى كه از جواهر مختلف مركّب باشد ظاهرتر باشد . پس وجود اين مركّب نخستين كه جواهر مختلف اندر تركيب او ظاهر است و آن عالم است ، بر مركّب خويش دليلى ظاهر است . و وجود اين دو مركّب كز او يكى نبات است و يكى حيوان است ، از اين دو جوهر كز او يكى جسم است و ديگر نفس است ، و نفس اندر اين دو مفعول جزوى به رويى فاعل است و به رويى مفعول است ، دليل است بر آنكه نفس نيز مفعول است و مر فاعل او را فعل اندر چيزى ثابت العين نيست ، بلكه فعل او ابداع است ، اعنى پديد آوردن اين دو چيز
هامش
( 1 ) .C: يكى . ( 2 ) .CB: + و . / تصحيح قياسى /