تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
و ردّ كنندهء ) آن تكليف اوّلين رسيد پس از پيوستن نفس او به جسد . و اين سخنى است به ترازوى خداى تعالى - كه آن عقل شريف است - برسخته « 1 » بىهيچ خيانتى ، چنان كه خداى تعالى فرموده است بدين آيت ، قوله :
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ
« 2 » . و بدين شرح پيدا كرديم مر خردمندان را كه وحى از خداى تعالى به « 3 » رسول عليه السّلام اشارتى بود از او - سبحانه - مر او را سوى آفرينش به تأييدى كه آن بر دل منوّر او عليه السّلام فرود آمد تا او به نور آن تأييد مر نبشتهء خداى - تعالى جدّه « 4 » - را برخواند . و هيچ سخن گفتنى به شتاب‌تر از آن نباشد كه به اشارت باشد كه مر آن را به چشم شايد « 5 » اندر يافتن ، از بهر آن بود كه مر سخن خداى را با رسول وحى گفتند و وحى به شتاب باشد . و آن اشارت بود به تأييد تا بنگرد اندر آفرينش تا او عليه السّلام غرض آفريدگار « 6 » از اين نبشتهء ابدى ( بىتبديل ) كه عالم و اجزاى آن است برخواند ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ، قوله :
وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً
« 7 » . و چو بدين آيت همىگويد كه بخوان آنچه به شتاب به سوى تو اشارت كردند از نبشتهء الهى و مر سخنان او را تبديل نيست ، مر خردمند را ظاهر است كه اين فرمان است از خداى تعالى سوى رسول او به برخواندن از نبشته خداى . و نبشته سخنى باشد كه مر او را بر چيزهاى زمينى - از چوب و خاك و جز آن - شكل « 8 » كرده باشد و عالم و آنچه اندر او است [ مشكّل است به تشكيل الهى . پس ظاهر است كه نبشتهء خداى جز اين عالم چيزى نيست و ظاهر است كه آنچه او گفت و رسول او برخواند به حكم اين فرمان ، از اين نبشته برخواند . و كسى مر اين بيان را منكر نشود ، مگر كه بر خود مكابره كند . ]
هامش
( 1 ) .B: بر بيخته . ( 2 ) . الرّحمن ( 55 ) : 9 . ( 3 ) .C: بر . ( 4 ) .CB: - جدّه . ( 5 ) .CB: نشايد . ( 6 ) .C: + را . ( 7 ) . الكهف ( 18 ) : 27 . ( 8 ) .B: مشكّل .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 373 | ناصر خسرو