تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
چاشنى بود ، اين نعمت‌ها « 1 » مر نفس مردم را شير مادر اوست و مادر او اين عالم است ، و به منزلت چاشنى است مر او را اين نعمت‌ها « 2 » از « 3 » نعمت‌هاى بىنهايت آخرتى . و بترسانيدندش « 4 » كه اگر مر اين تكليف را نپذيرى و مر اين را خوار دارى و ردّ كنى ، از لذّت جاويدى بيوفتى « 5 » و مر تو را از اين لذّت حسّى كه يافته‌اى ، به كشتن جدا كنيم . و اين حكم بر آفرينش راست است ، از بهر آنكه تنزيل شير مادر دين بود و هر كه مر آن را ردّ كرد ، شير مادر دنيا از او بستدند كه آن نعمت‌هاى اين جهانى بود - اعنى بكشتندش - چنان كه هر كودكى كه شير مادر نخورد بميرد . و مر ردّ كنندهء شير خلقى را خداى كشت و مر ردّ كنندهء شير امرى را رسول او كشت به حق بر حكم فرمان آفرينش . و رسانندهء اين پيغام محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله بود و راست گفت و آفرينش بر درستى اين قول گواست ، از بهر آنكه تنزيل سخنى است گفته بر چيزهاى عقلى و مر آن را ماننده كرده به چيزهاى حسّى ، بر مثال برگ درخت كه مانندهء بار است به صورت وز تخم او اندر او مشابهتى بيش نيست ، و هر كه مر برگ درخت را نورزد و خوار داردش ، مر بار او را نيابد ، هم چنان كه هر كه از لذّت حسّى بازايستد به آغاز نشو خويش ، به لذّت نفسانى نرسد و هر كه از برگ درخت بر بار او دليل نگيرد ، ( جز ) از برگ او « 6 » مژه « 7 » نيابد وز بار مر او را اميدى نباشد . و هر كه مر برگ را ضايع كند به بار او نرسد ، چنان كه بيشتر از مردمان « 8 » روى از تنزيل گردانيده‌اند و مر شريعت را دست بازداشته‌اند و خوار گرفته‌اند . [ و هر كه اندر دين خداى از بهر رياست ] دنيايى همى رغبت كند ، آن كس با آنكه دست از دين كوتاه كرده است برابر است ، از بهر آن بود كه خداى [ تعالى مر شكايتى را كه اندر ] ضمير رسول او بود از امّت خويش اندر كتاب عزيز بازگفت بدين آيت ، قوله :
وَ قالَ
هامش
( 1 ) .A: نعمت‌هاى . ( 2 ) .A: نعمت‌هاى . ( 3 ) .C: + آن . ( 4 ) .CA: بترسانيدش ؛B: بترسانندش . / تصحيح قياسى / ( 5 ) .CB: بيفتى . ( 6 ) .CB: - او . ( 7 ) .CB: مزه . ( 8 ) .CB: امّت .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 368 | ناصر خسرو