چيزى نيست مگر بازبردن مر چيزى را بدانچه اوّل او آن بوده است ، و مر چيز پديد آينده را بازگشت بدان چيز باشد كز او پديد آمده است ، بر مثال درختى كه پديد آيد و به آخر از او بار همان آيد كه تخمش به آغاز بوده است . و چو مردم بر مثال درخت است كه بار « 1 » او عقل است بدانچه به آخر از او عقل پديد آيد ، پس اين حال دليل است بر آنكه علّت اين بودش به آغاز عقل بوده است ، چنان كه درخت بادام به آغاز بادام بوده است ، و اين اعتبارى است كه آفرينش بر درستى آن گواست و اعتبار ( از « 2 » ) آفرينش بر عقلا واجب است ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ، قوله :
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« 3 » .
و چو اين بنياد بر گوايى « 4 » علم كه باقىتر گوايى « 5 » و راستگوىتر [ مزكّى اوست درست است ، گوييم ] كه لذّات حسّى از لذّات عقلى به منزلت برگ سيب است از سيب كه مانندگى به ميان ايشان جز به شكل نيست كه آن ديدنى است . و قول خداى تعالى كه همى ( از ) بهشتيان حكايت كند كه چو ميوهها « 6 » اندر بهشت بدهندشان ، ايشان گويند : اين بدان ميوهها ماند « 7 » كه ما را داده بودند پيش از اين ، به مانندگى باشد ميان اين ميوهها و ميوههاى بهشت ، بدين آيت ، قوله :
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ
« 8 » ، بر درستى اين قول حجّت است . و بر خردمندان واجب است از اين لذّت خسيس اولى بر آن لذّت شريف آخرتى دليل گرفتن وز امثال و رموز كه اندر كتاب خداى است - كه بر چيزهاى جسمانى فرود آمده است - سوى چيزهاى عقلانى كه مانندهء « 9 » ( آن ) است به تأويل آن راه جستن و بر تنزيل
هامش
( 1 ) .C: آغاز .
( 2 ) .C: - از .
( 3 ) . الحشر ( 59 ) : 2 .
( 4 ) .CB: گواهى .
( 5 ) .CB: گواه .
( 6 ) .CB: ميوه .
( 7 ) .B: - ماند .
( 8 ) . البقرة ( 2 ) : 25 .
( 9 ) .CB: مانند .