تدريج به كمال خويش برسيدى « 1 » ، او مر حكمت صانع حكيم را منكر شده باشد و خاطى و جاهل باشد ، از بهر آنكه نه حكيم باشد آن كس كه او مر كارى را كه آن ( را ) بىآلت و ميانجى بتواند كردن ، به ميانجى و آلت كند . و اگر مر آن صانع را كه كار به ميانجيان و آلت كند مبدع داند ، نيز خاطى و جاهل باشد ، از بهر آنكه مبدع حق ( بدانچه صنع او نه ) بر چيزى است ، بل ( كه ) ابداع است ، از ميانجى و آلت بىنياز است اندر اظهار صنع خويش . و للّه الحمد .
هامش
( 1 ) .A: رسد .