وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا
« 1 » ، همىگويد : نيست از شما يكى مگر كه اندر آتش آيد و اين واجب است « 2 » و قضا رفته « 3 » است بر پروردگار تو بدين . و ظاهر اين آيت آن است كه همهء مردمان را نخست اندر دوزخ آرند ، آنگاه پرهيزكاران را برهانند و ستمكاران را اندر او بگذارند ، چنان كه به ديگر آيت همىگويد ، قوله :
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
« 4 » . اين آيت پيدا همىكند كه نفس موجود نشود تا اندر اين عالم نيايد بر اين مركز كه اندر ميانهء آتش اثير است ، چنان كه به ظاهر آيت همىگويد : نيست از شما كسى مگر كه اندر آتش آيد .
بدين سبب گفتند گروهى از اهل شريعت كه آتش اثير دوزخ است و گذشتن نفس از او به علم است و ماندن نفس اندر او به جهل است و ستارگان فريشتگاناند كه گرد دوزخ گرفتهاند و نگذارند فاسقان را كه از دوزخ بيرون شوند و عالم نفس ( بيرون ) از اين دايرهء جسم است و آن است كه بهشت نام است و صراط راه خداى است كه خلق را همى ( بر او ) ببايد گذشتن تا به بهشت رسند و هر كه از صراط بيوفتد « 5 » ، اندر دوزخ افتد و هر كه از او بگذرد ، مقرّ او به بهشت باشد .
و اگر كسى گويد كه پيش از اين اندر جوهريّت نفس سخن گفتى و مر او را قائم به ذات و زنده به ذات ثابت كردى و اكنون همىگويي كه مر وجود نفس را علّت پيوستن اوست به جسم و معنى اين قول آن باشد كه اگر به جسم نپيوندد وجود نيابد آنچه خود موجود است ، و اين سخن متناقض است ، جواب ما مر او را آن است كه گوييم : چيزهاى جسمانى بر چيزهاى نفسانى دليل است - هرچند « 6 » كه اين دو جوهر به صفت از يكديگر جدااند - و « 7 » وجود اشخاص جسمانى به وجود صورتهاى آن است . و هرچند كه هيوليّات ( آن « 8 » ) پيش از برگرفتن مر آن
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) : 71 .
( 2 ) .A: آيد .
( 3 ) .BA: رفتن .
( 4 ) . مريم ( 19 ) : 72 .
( 5 ) .CB: بيفتد .
( 6 ) .CB: - هرچند .
( 7 ) .C: كه .
( 8 ) .B: - آن .