تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
حجّت بر اين دعوى قول خداى آرند بدين آيت ، قوله :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
« 1 » . و حجّت بر آنكه گفته‌اند : سراى آخرت جسم نيست ، قول خداى تعالى آرند كه همىگويد ، قوله :
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 2 » ، و گويند كه اين آيت دليل است بر آنكه سراى آخرت به ذات خويش زنده است و آنچه به ذات خويش زنده باشد ، مر او را جسم نباشد ، بلكه مر جسم حيوانى را باشد كه زندگى او به روح باشد نه به ذات خويش . و از آفرينش خويش بدين قول كه گفتند : سراى آخرت جسم نيست و ارواح مجرّد است ، گواه آوردند بدانچه گفتند : ذوات ما جسم است با نفس آميخته و اين عالم جسم است بىزندگى ، پس واجب آمد « 3 » كه آن عالم زنده باشد بىجسم . و گفتند كه روا نباشد مر جسم را كه او از نفس زندگىپذير است عالمى باشد و مر نفس را كه او مر جسم را زندگى دهنده است عالمى نباشد ، و حجّت آوردند مر قول خداى تعالى را كه همىگويد اندر صفت بهشت ، قوله :
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ
« 4 » ، و گفتند : اين آيت دليل است بر آنكه لذّات بهشتيان جسمانى نيست ، از بهر آنكه همىگويد : اندر بهشت آن است كه نفس آرزو كند و چشم‌ها را خوش آيد ، و نخست آرزوى نفس بقاى ابدى است و اين چيزى جسمى نيست ، و ديگر آرزوى مردم آن است كه بداند مر او را چرا آفريدند و آنچه نه جسم است چگونه است ، و آنچه بدين ماند از چيزهايى كه مر نفس را آرزوى شناختن آن است آن همه علمى است نه جسمى و آنچه به چشم خوش آيد نيز جسمى نيست ، بلكه لطايف است كه جسم بدان آرايش يافته است . ] [ و حكماى پيشين كه متابعت رسولان عليهم السّلام نكردند و مر كتاب‌هاى خداى را منكر شدند تا و بال فعل خويش را ، بدانچه مر خويشتن را به مقرّ آمدن مر
هامش
( 1 ) . الشّعراء ( 26 ) : 193 - 195 . ( 2 ) . العنكبوت ( 29 ) : 64 . ( 3 ) .B: آيد . ( 4 ) . الزّخرف ( 43 ) : 71 .