تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
فلكى از اين « 1 » تأثيرات كز آن همى اندر اجسام نبات و حيوان آيد همى فنا « 2 » نپذيرد ، ظاهر شده است كه آن تأثيرات پس از فناى اين « 3 » اشخاص همى بديشان بازگردد . و هر چيزى كه آن مر « 4 » جوهر لطيف را شرف دهد نه جسم باشد و ( آنچه نه جسم باشد ) نه از جسم آيد . و ظاهر است كه علم و حكمت و فضيلت كه ايشان اعراض نفس لطيف‌اند نه اجسام‌اند و شرف نفس ناطقه بدان است . و چو اين خيرات نه جسم است ، نه از جسم است و نه همى به جسم رسد . ( پس بدين شرح درست شد كه نفس ناطقه نه جسم است . و چو تأثيرپذير اوست و او نه جسم است ، درست شد كه اين تأثير كه به دو همىرسد نه جسم است و چو تأثير نه جسم است ، نه از جسم است ) . و چو حال اين است ، درست شد كه بازگشت نفس ناطقه « 5 » ( به اجرام فلكى كه آن همهء اجسام است نيست ، چو بازگشت تأثيرات كه به نبات و حيوان رسيده بود از اجرام بود . و چو بازگشت نفس ناطقه و تأثيرى كه به دو رسيده بود نه به اجرام است ، درست شد كه وجود او نه از اجرام است . ) و چو اين خيرات كه به نفس ناطقه همىرسد ( نه جسم است ، از جسم محدود همىنيايد و چو از محدودى همىنيايد ، ) از بسيطى همىآيد نامحدود و آنچه از بسيط آيد ( بسيط باشد و آنچه بسيط باشد ) « 6 » تأثير مر او را بسيط پذيرد . و چيز بسيط از پذيرندهء بسيط جدا نشود به واجب ، ( چنان كه چيزى كه به جسم رسد و جسم باشد ، از پذيرندهء خويش جدا شود ، از بهر آنكه جسم متجزّى است ) و مر بسيط را جزو نيست . ( و آنچه به متجزّى رسد ، هرچند كه به دو متّصل شود ، با او يك چيز نشود ) و آنچه به بسيط رسد كه مر او را جزو نيست ، با او يك چيز شود ، چو يك چيز شدن حكمت با نفس . ( پس ظاهر كرديم كه هر نفسى كه او به خيرات كه آن بسايط است آراسته
هامش
( 1 ) .A: آن . ( 2 ) .CB: فنا همى . ( 3 ) .CB: آن . ( 4 ) .CA: مر آن . ( 5 ) .CB: او ( نفس ناطقه ) . ( 6 ) .C: + آن .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 273 | ناصر خسرو