تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

قول بيست و يكم اندر چگونگى پيوستن نفس به جسم

نخست موجودى مر جوينده را جسم است كه ايزد تعالى مر او را با نفس [ مجانست ] داده است اندر جوهريّت « 1 » تا مر يكديگر را نفى نكنند به سبب اين مجانست ، پس از آنكه به صفت از يكديگر جدااند بدانچه جسم جوهرى [ منفعل است ] و نفس جوهرى فاعل است ، تا بدان مشاكلت كه با يكديگر دارند اندر جوهريّت ، با يكديگر بياميزند و بدان مخالفت [ كه ميان ] ايشان است اندر صفت ، يك چيز نشوند و چو غرض از آميختن ايشان حاصل آيد ، از يكديگر جدا شوند . و وجود [ نفس و شناختن « 2 » ] مر جسم را به حواس ظاهر ، دليل است مر او را بر شناختن ذات خويش و ديگر چيزهاى نامحسوس تا چو مر خويشتن [ را و ] ديگر معقولات را بشناسد ، آفريدگار اين دو جوهر را - كز او يكى دليل است و ديگر مدلول عليه - بشناسد كه رسول مصطفى صلّى اللّه عليه و آله گفت « 3 » : اعرفكم بنفسه اعرفكم بربّه . پس ( بدين شرح ) ظاهر كرديم كه وجود جسم علّت شناخت نفس است مر بارى را [ - سبحانه - ] و آنچه او علّت شناختن خداى باشد ، مر او را شناختن واجب است و هر كه مر دليل را نداند به مدلول نرسد . و اين فصل بدان ياد كرديم اندر
هامش
( 1 ) .A: جوهر . ( 2 ) .B: - و شناختن . ( 3 ) .B: + الخبر .