اندك باشد و بازگشتن به طبيعت به يك دفعت باشد ، لذّت پيدا آيد و رنج « 1 » پيدا نيايد ، و چو بيرون شدن از طبيعت به يك دفعت باشد ( و « 2 » ) بازآمدن ( به دو ) اندك اندك باشد ، رنج « 3 » پيدا آيد و لذّت پيدا نيايد . پس گويد : مر آن بازآمدن را به طبيعت به يك دفعت لذّت نام نهادند ، هرچند كه آن راحت بود از رنج . و گويد :
مثال اين چنان باشد كه مردم را گرسنگى و تشنگى اندك اندك رنجاند و آن مر او را بيرون شدن است از طبيعت تا چو سخت گرسنه شود يا تشنه « 4 » ، آنگاه به يكبارگى « 5 » طعام يا شراب بخورد تا به حال خويش كز آن پيش بر آن بود بازرسد ، از آن لذّت يابد و لذّت پيدا آيد مر او را بدانچه به يك دفعت به طبيعت بازآمد و رنج گرسنگى يا تشنگى كه مر او را اندك اندك از طبيعت بيرون برده بود پيدا نيامدش .
و مر آن [ بازآمدن را به حال بىرنجى لذّت گفتند و آن چيزى نبود مگر راحت ] از آن رنج خرد خرد كه جمله شده بود [ به يك دفعت . ] و گويد : چو باز از حال تندرستى [ كسى را ] ناگاه جراحتى رسد كه بدان از حال طبيعى خويش به يك دفعت بيرون شود ، از آن درد و رنج يابد و چو به روزگار آن جراحت او اندك اندك به حال درستى بازآيد ، لذّت هيچ نيابد . پس مر آن بيرون شدن را از طبيعت به يك دفعت درد و رنج گفتند كه پيدا آمد ، و مر آن بازآمدن را به حال [ اوّل ] لذّت نگفتند كه پيدا نيامد .
آنگاه اندر لذّت مجامعت گويد : آن نيز بدان است كه مادّتى همه جمله شود اندر مكانى كه آن مكان به غايت بيدارى است و به نهايت بايندگى « 6 » حسّ است ، و چو آن مادّت به زمان دراز جمع شود ( و « 7 » ) به يك بار از آنجا بيرون آيد ، از آن
هامش
( 1 ) .CB: درد .
( 2 ) .CBA: - و . / تصحيح قياسى /
( 3 ) .CBA: درد . / تصحيح قياسى /
( 4 ) .CB: گرسنه يا تشنه شود .
( 5 ) .CB: به يك بار .
( 6 ) .C: يا بندگى .
( 7 ) .B: - و .