إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
« 1 » و ديگر آيت ( كه « 2 » ) گفت :
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً
« 3 » . و مر اين آيتها را رسول از اين كتابت « 4 » الهى برخواند و راست گفت كه اين همى خداى گويد « 5 » .
امّا اندر نبشتهء الهى اين قول كه گفت : خداى يكى است و جز او خداى نيست ، چنان ( است « 6 » ) كه ما همىبينيم كه اندر عالم اين [ جواهر ] كه طبايع مختلفاند تا از او يكى گرم و خشك است و ديگر سرد و تر است و سه ديگر گرم و تر است و چهارم سرد و خشك است و اندر جاىهاى مختلفاند تا از او يكى به حواشى عالم بر است و ديگر اندر مركز عالم است و سه ديگر به حاشيت نزديكتر است و چهارم به مركز نزديكتر است و به حركات مختلفاند تا از او بعضى به قهر فرود آيد و به طبع بر شود چو آتش و هوا و بعضى به قهر بر شود و به طبع فرود آيد چو آب و خاك و به افعال مختلفاند تا يكى روشنكننده است و ديگرى تاريككننده است و يكى سوزنده است و ديگرى افسرنده است و به صورتهاى مختلفاند تا يكى چو گويى است ميانه آكنده چو خاك و ديگر چو سطح است بر « 7 » بعضى از اين گوى چو آب و سه ديگر چو قبّه است مجوّف « 8 » به گرد ايشان اندر آمده چو هوا و آتش . آنگاه اين همه گوهران با اين اختلافها كه به همه روىها اندر ( ايشان است ، اندر ) پديد آوردن مواليد عالمى كه مقصود از اين صنعت عظيم آن است متّفقاند ، و روا نباشد كه چيزهايى كه آن به صورتها « 9 » و حركتها و فعلها و طبيعتها و مكانها « 10 » مختلف باشند ، اندر يك چيز ( و يك ) جاى فراز آيند و صلاح آن چيز اندر فراز آمدن ايشان باشد اندر او ، - چنين كه اندر
هامش
( 1 ) . الكهف ( 18 ) : 110 .
( 2 ) .CBA: - كه . / تصحيح قياسى /
( 3 ) . الأعراف : ( 7 ) : 158 .
( 4 ) .CB: كتاب .
( 5 ) .B: + صلّى اللّه عليه و آله .
( 6 ) .CBA: - است . / تصحيح قياسى /
( 7 ) .BA: و .
( 8 ) .CB: قبّهء مجوّف است .
( 9 ) .A: صورتهاى .
( 10 ) .CB: مكانهاى .