روا كردن اين حاجت سوى زمين است مر همه خلق را . و چنان كه اين كس همى ظنّ برد ، بايستى كه خداى چو مر هر كسى را قوّت غاذيه [ داد ، مر هر كسى را خود طعام دادى و اصلى ] پيدا نكردى كه حوالت ايشان بدين سبب بدان اصل كردى ، چنين كه اين زمين است . و چو ماه و ستارگان را و ديگر اجسام را پذيراى [ روشنى ] آفريد و مر هر يكى را روشنى نداد جداگانه ، بل ( كه ) مر نور را اصلى پديد آورد كه از او نور همگان پذيرند و آن قرص آفتاب است ، پس آفرينش [ بدين ] روىها كه ياد كرديم گواهى همىدهد كه قول آن كس كه گويد : بايستى كه خداى هر كسى را راه خود بنمودى و بر رسول حوالت نكردى ، [ باطل است ] وز حكمت چنان واجب نيست ، بل ( كه ) چيزى واجب است كه آفرينش بر آن است .
و اكنون كه مر اين حال را به برهانهاى آفرينشى تقرير كرديم ، خواهيم كز آنچه ما را بر آن واقف كردند از « 1 » كتابت « 2 » الهى آن مقدار كه مر آن را اندر اين كتاب بشايد گفتن بگوييم و ثواب بر آن « 3 » از خداى چشم داريم . گوييم كه رسول مصطفى عليه السّلام مر خلق را دعوت كرد سوى يگانگى خداى تعالى و اقرار بدان و به نبوّت خويش ، و گفت : بگوييد لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه ، و اين قول از نظم رسول بود بر مقتضاى دو آيت كه فرمان خداى تعالى گزارد : يكى آنكه به فرمان خداى تعالى گفت ، قوله :
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
« 4 » و ديگر گفت ، قوله :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ
« 5 » . پس رسول عليه السّلام مر اين قول را كه بنياد دين حق بر آن است و اندر دار [ اسلام ] آن كس آيد كه مر اين را بگويد ، از اين دو آيت گرفته است . و هم بر اين نسق است آن آيت كه گفت ، قوله :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى
هامش
( 1 ) .BA: + قرآن .
( 2 ) .CB: كتاب . / عنوان اين قول تأييدى است بر ضبط مختار در متن . /
( 3 ) .A: قرآن .
( 4 ) . محمّد ( 47 ) : 19 .
( 5 ) . الفتح ( 48 ) : 29 .