تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و اندر اين آيت پيداست كه وحى سوى رسول « 1 » ( روحى ) بود عليه السّلام « 2 » نه جسمى . و آواز ( از ) جسم ( آيد نه از روح . ) پس ظاهر است به حكم اين آيت كه وحى اشارتى بود نه آوازى . و چو اين گفتار به آواز نبود ، به اشارتى بود سوى اين نبشتهء الهى كه عالم است ، از بهر آنكه مر رسانيدن علم را به مردم جز اين دو طريق ، سيومى نيست . و نمودن آفريدگار مر آن يك تن را نبشتهء خويش ، به روشن كردن بود مر بصيرت او را به روحى كه به دو فرستاد از امر خويش تا انديشه كرد اندر آفرينش بر شگفتى عالم ، و بيدار شد بر آنچه ديگران از آن غافل ( و خفته ) بودند و بديد آنچه ديگران همىنديدند ، چنان كه مانند آن به كسى رسد از او ، واقف شود بر چيزى كه آن پيش از آن بر او پوشيده باشد ، به انديشهء روشن كه پديد آيد مر كسى را بيرون از ديگران ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ( ، قوله ) :
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
« 3 » . و چو مر جاهلان را همىبنكوهد بدانچه بر ( دل‌ها و گوش‌هاى ايشان مهرى است و بر « 4 » ) چشم‌هاى ايشان پرده است ، اين قول دليل است بر آن كه بر دل و گوش رسول مهر نيست و بر چشم او پرده نيست و همىبيند چيزهايى كه آنها ( كه ) بر چشم‌هاى ايشان پرده است همى مر آن را نبينند . و فضل رسول بر خلق به علم بود ، پس واجب آيد كه بدين كه بر چشم رسول پرده نبود ، مر او را علمى حاصل شد . و علم از راه بينايى جز به خواندن نبشته حاصل نشود . پس پيدا شد كه رسول به بر گرفتن آن غشاوه از چشم او توانست مر اين نبشتهء الهى را خواندن ، و پيش از آنكه بر چشم او نيز غشاوه بود ، مر اين نبشته را همىنتوانست خواندن وز اين كتابت امّى بود ، چنان كه خداى تعالى گفت ( ، قوله ) :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 5 » . اندر اين آيت
هامش
( 1 ) .CB: + صلّى اللّه عليه و آله . ( 2 ) .CB: - عليه السّلام . ( 3 ) . البقرة ( 2 ) : 7 . ( 4 ) .B: - دل‌ها . . . و بر . ( 5 ) . الجمعه ( 62 ) : 2 .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 194 | ناصر خسرو