تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
اصل خويش ( بود و به خلاف اصل صورت خويش « 1 » ) به دو بازگردد و از آن خلاف به عقوبت ابدى بياويزد . پس گوييم اندر ايجاب وحى ( و ) نبوّت ، كه مردم به آغاز بودش بر زندگى با ديگر حيوان برابر بود و پس از آن چو به كمال جسمانى خويش نزديك آمد ، به دو چيزى پيوست كه بدان « 2 » چيز مر چيزها را به حقيقت بشناخت و رمزها را بدانست وز چيزهاى آشكاره بدان « 3 » بر چيزهاى پوشيده دليل گرفت ، و ديگر حيوانات از اين چيز كه ( به دو ) رسيد ، بهره نيافتند . و اين چيز كه به دو رسيد ، عقل لطيف بود و اين عقل سوى او از فرستندهء عقل چو وحى بود و او بدين وحى پوشيده كه به دو رسيد ، چو پيغامبرى « 4 » گشت . و شكى نيست اندر آنكه اين وحى به ذات او نه از ذات او آيد ، چه اگر بدان كه او يكى جانور بود اين چيز شريف كه او عقل است از ذات او پديد آمد ، لازم آمدى كز ذات هر جانورى اين عقل نيز پديد آمدى ، با آنكه اين نفس كه مر اين چيز شريف را پذيرفت به مردم از كسى آمد نيز جز ذات او ، از بهر آنكه مر او را پيش از بودش خويش توانايى نبود . و چو عقل به مردم نه از ذات او آمد ، درست شد كه مردم را بدين گوهر شريف كه عقل است ، خداوند اين گوهر مخصوص كرد . پس بدين شرح كه بكرديم ، پيدا شد كه سوى هر كس « 5 » از آفريدگار او وحى پوشيده و ضعيف همىآيد و مر او را بعث همىكند اين وحى كه عقل است كه بازجوى تا اين عالم را « 6 » چرا كرده‌اند و مر اين را بدين جا به چه كار آورده‌اند و چگونه خواهد بودن حال تو پس از آنكه از اين سراى بيرون شوى . و چو اين بازجوينده به مردم همى از آفريدگار او آيد مانند وحى پوشيده ، واجب آيد كه آنچه اين جوينده بدان خشنود شود هم از آفريدگار آمده باشد ، چنان كه آنچه قوّت جاذبه بدان خشنود شد ، آفريدگار آفريده بود پيش از آنكه قوّت جاذبه را اندر مردم
هامش
( 1 ) .B: - بود و به . . . خويش . ( 2 ) .CB: به آن . ( 3 ) .C: - بدان . ( 4 ) .CBA: پيغمبرى . / تصحيح قياسى / ( 5 ) .A: هر كسى . ( 6 ) .B: - را .