بدين آيت ( ، قوله ) :
وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً
« 1 » ، ( و « 2 » ) شناخت به ديدار باشد ، پس رسول ( آن ) گفت كه چو خردمند اندر آفرينش نگريست ، مر آن را كه او گفت اندر او بديد و بشناخت . پس گوييم كه نبشتهء خداى كه مر آن را همىببايد خواندن ، آفرينش عالم و جسد مردم است كه آن نيكوتر آفرينشى است ، چنان كه خداى تعالى ( همى « 3 » ) گفت ، قوله :
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
« 4 » .
امّا برهان بر آنكه از مردم يك تن بايد كه نبشتهء خداى را بر خلق خواند نه بسيار مردمان ، آن است كه پيش از اين بيان كرديم كه كتابت صناعتى خاص است و قول صناعتى عام است مردم را ، و چو حال اندر كتابت بشرى اين است كه بيشتر ( از ) مردم بدان همىنرسند ، سزاوار ( باشد ) كز جملگى اين نوع سخنگوى اندر عصرهاى بسيار جز يك شخص به كتابت خداى نرسد . و روا نيست كه هيچ كس به خواندن كتابت الهى نرسد هرگز ، از بهر آنكه برهان قائم كرديم بر آنكه خداى با مردم به كتابت سخن گويد و سخن گفتن به آلتى كه ( هيچ كس ) مر آن را اندر نيابد ، سخن گفتن نباشد . و چو سخن گفتن به كتابت لازم شد ، خوانندهء آن كتابت لازم شد ، و چو گفتار از جنس [ حيوان - كه آن بسيار انواع است - بدين كتابت ] با يك نوع است كه آن مردم است ، واجب آيد كه خوانندهء اين كتابت از اين يك نوع بر اين « 5 » يك شخص باشد نه بيشتر از آن البتّه ، از بهر آنكه شخص از نوع كه آن اشخاص است ، به منزلت نوع است از جنس كه آن انواع است . پس گوييم كه آن يك تن كه او كتابت بارى - سبحانه - بر خلق خواند ، پيغامبر « 6 » خداى باشد سوى خلق .
امّا برهان بر آنكه نبشتهء خداى تعالى آفرينش عالم است ، اين است كه نبشته از نويسنده اثرى باشد به صنعت بيرون آورده بر خاك يا بر چيزهاى خاكى ، و اثر از
هامش
( 1 ) . النساء ( 4 ) : 5 .
( 2 ) .C: - و .
( 3 ) .B: - همى .
( 4 ) . التّين ( 95 ) : 4 .
( 5 ) .C: بدين .
( 6 ) .CBA: پيغمبر . / تصحيح قياسى /